شمارهٔ ۱۵
هوش مصنوعی: شاعر در این ابیات از احساس تنهایی و غم عشق صحبت میکند. او بیان میکند که نه امیدی به یاری دارد و نه چیزی جز غم عشق برایش باقی مانده است. در پایان به طعنه به دیگری میگوید که چگونه میتواند او را به خوشحالی دعوت کند، در حالی که دلش پر از درد و ناامیدی است.
نه یاری ازین دلگسلی هست مرانه جز غم عشق حاصلی هست مرا
هوش مصنوعی: هیچ یاری ندارم که قلبم را تسکین دهد و تنها نتیجه عشق برایم، غم و اندوه است.
وآنگه گویی مرا که دل خوش می دارخاموش، کدام دل؟ دلی هست مرا؟
هوش مصنوعی: سپس به من میگویی که دل شاد نگهدار، اما کدام دل؟ آیا دل دیگری در من وجود دارد؟