شمارهٔ ۱۱۹ - و قال ایضاً فی حالة قتله
هوش مصنوعی: شاعر در این ابیات از دل شکسته و رنجش صحبت میکند و میگوید که هیچ چیزی برایش مهمتر از خدمت به معشوق نیست. با وجود همه اینها، احساس میکند که نمیتواند چیزی بگوید و شاید خداوند او را بهخاطر عشقش مورد نوازش قرار دهد.
دل خون شد و شرط جان گدازی اینستدر خدمت او کمینه بازی اینست
هوش مصنوعی: دل به شدت پر از درد و غم شده است و هیچ چیز نمیتواند جان را رنجاند. در خدمت او، حتی کوچکترین فداکاری و بازیچهای هم بیارزش است.
با این همه هم هیچ نمی یارم گفتشاید که مگر بنده نوازی اینست
هوش مصنوعی: با وجود تمام تلاشهایم، هنوز نتوانستهام چیزی به دست آورم. شاید این نوع توجه خاص و محبتآمیز به من باشد که نشان از لطفی است.