شمارهٔ ۱۸۵
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از عشق و آرزوی رسیدن به معشوق سخن میگوید. او بیان میکند که شبها را در غم و اندوه میگذرانید و منتظر روزی است که به آرامش برسد. شاعر توصیف میکند که چطور در گرد زلف معشوق میچرخد و سعی میکند به او نزدیک شود. عشق او به اندازهای عمیق است که آماده است به خاطر معشوقش، همه چیز را فدای آن کند.
یک شب خواهم خراب و ناپروایتتا روز من اندر برسیم آسایت
هوش مصنوعی: یک شب به اندازهای خراب و بیهدف میشوم که صبح روز بعد به آرامش برسم.
چون خط تو گرد دهنت می گردمچون زلف تو می فتم بسر در پایت
هوش مصنوعی: وقتی که لبهایت را میبینم، دور آنها میچرخم و مانند موهای تو، به پای تو میافتم.