شمارهٔ ۴۲۱
هوش مصنوعی: در این اشعار، شاعر نمیتواند به راحتی اشک بریزد و از شدت غم و اندوهش خون جگر از چشمانش میریزد. او احساس میکند که برای بیان احساساتش باید بهانههای زیادی بیاورد، تا حتی دو قطره اشک به خاطر نبود معشوق بریزد.
می نتوانم اشک فراوان باریدخون جگر از دیده چو باران بارید
هوش مصنوعی: من نمیتوانم به اندازه کافی اشک بریزم، چون درد دلام مرا به شدت میآزارد، اما چشمانم مانند باران میبارند.
صد گونه بهانه بیش بر باید ساختتا بی تو دو قطره اشک بتوان بارید
هوش مصنوعی: برای این که بی تو حتی دو قطره اشک بریزم، باید بهانههای زیادی درست کنم.