شمارهٔ ۵۷۷
هوش مصنوعی: این شعر به بیان احساسات شاعر نسبت به یاری میپردازد که از او جفا دیده است. شاعر پس از تحمل رنجها، حال دل خود را به آن یار میگوید، اما یار با سوالی از او میخواهد بگوید چه منت و لطفی از خود به شاعر نشان داده است. شاعر به شکلی از بیتوجهی یار به زخمهای خود سخن میگوید و از بیوفایی او گلایهمند است.
یاری که از او بسی جفا دیدستمزآن پس که از او چه رنجها دیدستم
هوش مصنوعی: دوستی که از او آسیبها و سختیهای زیادی کشیدم، بعد از آن همه رنج و مشقتی که از او دیدم، دیگر نمیتوانم او را فراموش کنم.
دی حال دل خویش بدو میگفتمگفتا تو کهای؟ مَنَت کجا دیدستم؟!
هوش مصنوعی: در حالتی که به خودم و احساسم فکر میکردم، به او گفتم که در دل من چه میگذرد. او اما پرسید: «تو کی هستی؟ من چه لطفی از تو دیدهام که این همه از خودت میگویی؟»