شمارهٔ ۵۹۱
هوش مصنوعی: شاعر در این ابیات از درد و رنجی که به خاطر عشق و زیبایی معشوقش دارد، صحبت میکند. او زیبایی معشوقش را با زلفهایی که به هم ریخته و چهرهاش که آثار پریشانی را دارد، توصیف میکند. همچنین، او از سرگردانی و دردی که در دلش احساس میکند، سخن میگوید و به نوعی خود را به حال معشوق واگذار کرده است.
بیماری نرگست چو زان سان دیدموان زلف بر آن گونه پریشان دیدم
هوش مصنوعی: وقتی بیماری چشمنواز تو را چنین دیدم و آن زلفهای پریشان را بر روی چهرهات مشاهده کردم، به شدت تحت تأثیر قرار گرفتم.
من نیز دل خویش ز سرگردانیبگذاشتم آنجا چوچنانشان دیدم
هوش مصنوعی: من هم به خاطر سردرگمیام دل خود را همانجا گذاشتم وقتی آنها را چنین دیدم.