شمارهٔ ۵۹۶
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از احساسات عمیق خود سخن میگوید. او میگوید که اشکهایش به حدی است که دیگر نمیتواند بیشتر بریزد. او تأکید میکند که دیگر در چشمانش آبی نمانده و این موضوع او را نگران کرده است. در نهایت به حالتی تشبیه میشود که مانند شمعی است که سوخته و در دلش آتش دارد. در کل، شعر بیانگر غم و ناراحتی عمیق شاعر است.
بس اشک که از دیده بحاصل آرماز آب دو چشم پای در گل آرم
هوش مصنوعی: من به اندازهای اشک از چشمانم میریزم که میتوانم با آنها گلی در خاک بکاشتم.
در چشم نماند آب و ترسم زین پسچون شمع زدیده آتش دل بارم
هوش مصنوعی: در نگاه من دیگر آبی نخواهد ماند و از این پس میترسم که مانند شمع، اشک چشمهایم آتش دل مرا بسوزاند.