تناجی
کمال‌الدین اسماعیل

شمارهٔ ۵۹۶

بس اشک که از دیده بحاصل آرماز آب دو چشم پای در گل آرم
در چشم نماند آب و ترسم زین پسچون شمع زدیده آتش دل بارم