تناجی
کمال‌الدین اسماعیل

شمارهٔ ۶۶۴

با دیده دلم گفت: چو از دست تو منخون گشتم و ساختم در آتش مسکن
تو راه برون شوم بکن ، گفت بچشماز بهر تو بر منست راهی روشن