شمارهٔ ۶۶۴
هوش مصنوعی: در این متن، شاعر از درد و رنجی که به خاطر عاشق شدن متحمل شده صحبت میکند. او به معشوق میگوید که در اثر دوری از او به شدت ناله کرده و در آتش عشق میسوزد. معشوق در پاسخ به او میگوید که او میتواند به سوی روشنایی و رهایی برود و راهی برای او وجود دارد.
با دیده دلم گفت: چو از دست تو منخون گشتم و ساختم در آتش مسکن
هوش مصنوعی: دلم به چشمم گفت که وقتی از تو دور شدم، احساس درد و رنج کردم و مثل آتش درونم سوختم و تحمل کردم.
تو راه برون شوم بکن ، گفت بچشماز بهر تو بر منست راهی روشن
هوش مصنوعی: من برای خروج از این وضعیت، از تو میخواهم که مرا یاری کنی، زیرا به خاطر تو، راهی روشن در پیش دارم.