شمارهٔ ۶۷۲
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به معشوق خود که از ترکستان آمده است خطاب میکند و از او میخواهد که به خاطر خدا از حال و اوضاع ناخوشایند شکایت نکند. او به یاد روزی میافتد که معشوقش به دنیا آمده و تأکید میکند که آن زمان، تنگیِ دهان و فقر در میان مردم بوده است. درواقع، شاعر به نوعی در مورد محبت و مشکلات زندگی صحبت میکند.
ای ترک سمن روی من ای جان و جهاناز بهر خدا این چه میانست و دهان؟
هوش مصنوعی: ای دختر زیبای سمنگون من، ای جان و جهان من، لطفاً بفرما که این چه وضعی است و چرا این فاصله بین ما وجود دارد؟
آن روز که زاده یی تو در ترکستانتنگی دهان بد مگر و قحط میان؟
هوش مصنوعی: در روزی که نهالی در ترکستان به دنیا آمد، دهانش بسته بود و قومش با قحطی مواجه بودند.