شمارهٔ ۸۰۳
هوش مصنوعی: در این ابیات شاعر به زیبایی چشم یک معشوق اشاره میکند و میگوید که این زیبایی از سر شیطنت و بازیگوشی نشأت میگیرد. او به یاد شبی میافتد که معشوق به او نزدیک شده و با نگاهش قلبش را به بازی گرفته است. شاعر حسرت میخورد که آیا چشم معشوق چیزی جز این بازیگوشی و طنازی دیده است یا نه.
چشمت بکر شمه از سر طنازیدی گفت شبی بوصل من پردازی
هوش مصنوعی: چشمانت طراوت و زیبایی خاصی دارد و به من یادآوری میکند که دیروز شب در عشق من غرق بودی.
گویی که درین چه دیده باشد چشمتجز آنکه همی کند بمردم بازی؟
هوش مصنوعی: ظاهراً چشمت جز تماشا و سرگرمی مردم کاری دیگر نمیتواند بکند.