شمارهٔ ۷۵ - و قال ایضاً
هوش مصنوعی: این شعر دربارهٔ جلال و عظمت خداوند و رابطهٔ او با مردم است. شاعر به ستایش خداوند میپردازد و به قدرت او اشاره میکند که کارهای بزرگ و شگفتانگیز را به انجام میرساند. او از عذرخواهی و ناتوانی خود در برابر نعمتها و انعامات خدا صحبت میکند و بیان میکند که زبانش از گفتن حقیقت و شکرگزاری عاجز است.
شاعر همچنین به نیاز انسان به توکل بر خدا و اعتماد به مقام او اشاره میکند و بیان میکند که اگرچه ممکن است در برابر نعمتها ناتوان به نظر بیاید، اما سعی میکند تا خود را شایستهٔ آنان نشان دهد. او اعتراف میکند که تمام اعضای بدنش به نوعی به یکدیگر وابستهاند و این وابستگی به مقام والای خداوند اشاره دارد. در نهایت، او میفهمد که برای جبران نعمتها، تنها از طریق عشق و ارادت واقعی به خداوند میتواند گام بردارد.
خدایکان صدور جهان که گاه جدلزبان تیغ ز تیغ زبانت امان خواهد
هوش مصنوعی: خدایان و بزرگانی که بر عالم فرمانروایی میکنند، میدانند که گاهی کلمات میتوانند مثل تیغ برنده باشند و سلاحی برای جدل و بحث شوند. در چنین شرایطی، ممکن است که از زبان خود در برابر دیگران محافظت کنند.
نظیر تو ز قضا روزگار می طلبیدقضاش گفت چنین کارها زمان خواهد
هوش مصنوعی: به خاطر تقدیر و سرنوشت، کسی مانند تو در دنیا وجود نداشت. سرنوشت گفت اینگونه کارها زمان میبرد تا تحقق پیدا کند.
چو راست کرد فلک کار دولت تو چو تیرکنون ز قامت اعدای تو کمان خواهد
هوش مصنوعی: وقتی که آسمان امور حکومتی تو را درست کند، مانند تیر، دشمنان تو همچون کمان خواهند شد.
شگفت مرغی کین شاهباز همّت تستکه آشیان همه بر اوج آسمان خواهد
هوش مصنوعی: این شعر به بیان ویژگیهای یک پرنده خاص اشاره دارد که بالاترین تلاش و همت را دارد و میتواند در اوج آسمان آشیانه بسازد. این بدان معناست که این پرنده به خاطر قدرت و ارادهاش میتواند به جایی برسد که دیگران حتی تصورش را هم نمیکنند.
سبک ببخشد و شرمنده عذر می خواهدبگاه جودگر از وی کسی جهان خواهد
هوش مصنوعی: شخصی که بخشش و generosity بر او گمارده شده، به طریقی به کسی که از او عذرخواهی میکند، نگاهی میاندازد و به یاد میآورد که در این جهان، کسی که با بخشش و مهربانی رفتار میکند، در دلها جا خواهد داشت.
ز حد ببرده یی انعام و مرد می بایدکه عذر این همه انعام بی کران خواهد
هوش مصنوعی: شخصی که از مرزها فراتر رفته و مشکلات زیادی دارد، به کسی نیاز دارد که بتواند به او دلیل و توجیهی برای تمام این نعمتهای بیپایان ارائه دهد.
ز خاک درگه خود زینهار در مگذراگر کسی زتو اقبال را نشان خواهد
هوش مصنوعی: از خاک سرای خود با احتیاط خارج نشو، اگر کسی نشانهای از خوشبختی برای تو میخواهد.
بسا شبش که چو خورشید روز باید کردکسی که تکیه گه این خاک آستان خواهد
هوش مصنوعی: بسیاری از شبها باید به روشنی روز تبدیل شوند برای کسی که میخواهد به این خاک و مکان مقدس تکیه کند.
اگر چه سر سبکم همّت تو هر ساعتز بار منّت خود گردنم گران خواهد
هوش مصنوعی: با اینکه در زندگیام برکت و زیبایی از تو دارم، اما هر لحظه به خاطر فشار و زحمتهای تو بر دوشم، احساس سنگینی میکنم.
چو ناتوان شدم از حمل بار انعامتمکارمت چه ازین شخص ناتوان خواهد؟
هوش مصنوعی: زمانی که دیگر از عهده تحمل بار نعمتها و مهربانیهایت برنمیآیم، چه انتظاری میتوان از این فرد ناتوان داشت؟
مرا زبانی خشکست و مردم چشممز شرم تر شود ارعذر من زبان خواهد
هوش مصنوعی: من زبانی خشک و بیاحساس دارم و چشمانم از شرم نمیتوانند چیزی بگویند. اگر کسی بخواهد عذرخواهی کند، من به سختی قادر به بیان احساساتم هستم.
زبان چه باشد خود گوشت پاره یی عاجزکه گرش آبی باید ز دیگران خواهد
هوش مصنوعی: زبان چه چیزی است جز تکهای گوشت ناتوان که اگر به چیزی نیاز داشته باشد، باید از دیگران طلب کند.
ز دست و پای رهی بر نخیزد آن هرگزکه دست و پای ترا عذر سوزیان خواهد
هوش مصنوعی: از دست و پای تو هیچ حرکتی انجام نخواهد شد، زیرا که این اعضا، بهانهای برای سوزاندن وجود تو خواهند بود.
چو جمله اعضا در تن رعیّت جانندچنان نکوتر باشد که عذر جان خواهد
هوش مصنوعی: تمام اعضای بدن، مانند جان رعیّت هستند و هر چه بهتر و هماهنگتر عمل کنند، بیشتر موجب رضایت و زندگی رو به جلو خواهند شد.
ولی بعذر قدمهات اگر فرستم جانهزار جانم باید که عذر آن خواهد
هوش مصنوعی: اگر بخواهم به خاطر قدمهایت جانم را فدای تو کنم، باید هزاران جانم را قربانی کنم تا این عذر پذیرفته شود.
چو عاجزم ز همه یک طریق میدانمشوم چنان کنم و عقل خود چنان خواهد
هوش مصنوعی: زمانی که از همه راهها ناتوانم، یک راه را میشناسم. به گونهای عمل میکنم که عقل خودم نیز همین را طلب میکند.
بپای مردی لطف توام وثوقی هستبدو رها کنم این عذر اگر توان خواهد
هوش مصنوعی: من به لطف تو اعتماد دارم و اگر بتوانم، این عذر را رها میکنم و به سوی مردی خواهم رفت.