شمارهٔ ۹۹ - وقال ایضاً و یلتمس الفرس
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به قدرت و هنر الهی اشاره میکند و از آن خواسته میشود که او را یاری کند. او سالهاست که در انتظار همدم و محبت خداوند بوده و با یادآوری زیباییهای خلقت از جمله عطر مشک و عبیر، دلش شاد میشود. شاعر از عظمت و پرجمعیتی روز قیامت صحبت میکند که موجودات مختلف از انسان و حیوانات گرفته تا افرادی با عقاید متفاوت در آن جمع شدهاند. او خود را در میان این جمع پراشکال و در شرایطی دشوار مییابد و در پی یاری و رهایی است. در این بین، عقل به او توصیه میکند که به خداوند توکل کند و بگذارد که او او را از خاک برگیرد. در نهایت، شاعر امیدوار است که با یاری خدا، به مقام و جایگاه والایی نائل آید.
ای هنر را دولت تو دستگیروی ندیده چشم ایّامت نظیر
هوش مصنوعی: ای هنر، تو به وسعت قدرت خود تمام مشکلات و سختیها را حل میکنی و هیچ چشمی نمیتواند تو را شبیه خود ببیند.
سالها شد تا ببوی همدمیمی دهد خلقت دم مشک و عبیر
هوش مصنوعی: سالها گذشته و هنوز بوی همراهی به مشام میرسد؛ بویی که شبیه به عطر مشک و رایحه خوشگلاب است.
آرزوها را درآید دل برقصچون زند کلک تو دستان صریر
هوش مصنوعی: آرزوها در دل ما به وجد میآورند و مانند نواختن یک ساز، روح ما را به رقص درمیآورند.
از زبان تیغ و کلکت فاش شددر جهان خاصیت بهرام و تیر
هوش مصنوعی: از کلام تیغ و کمانت، راز قدرت بهرام و تیر در دنیا آشکار شده است.
در ثنایت سوده گردد و ربودتیرگردون رازبان زاهن چو تیر
هوش مصنوعی: در ستایش تو، دل آرام میگیرد و تیر سرنوشت مانند تیر به راز دل پرده میکشد.
ماجرایی گرچه زحمت می شودانندرین حضرت ندارم زان گزیر
هوش مصنوعی: اگرچه ممکن است این ماجرا باعث زحمت شود، اما راهی برای فرار از آن در این جایگاه ندارم.
دی بخدممت سوی درگه آمدمآن سپهر از رفعتش عشر عشیر
هوش مصنوعی: روز گذشته به خدمت شما آمدم و آن آسمان، به خاطر بلندیاش، بر من کرنش کرد.
زحمتی دیدم که تا جاوید بادکثرتی بگذشته از جمّ غفیر
هوش مصنوعی: من در زندگی زحمات و سختیهایی را تجربه کردهام که امیدوارم همیشه باقی بمانند، و این سختیها بیشتر از یک جمعیت انبوه بودهاند.
گشته چون روز قیامت مجتمعخلق عالم از صغیر و از کبیر
هوش مصنوعی: در روز قیامت، تمامی مردم، چه کوچک و چه بزرگ، به طور جمعی و یکجا گرد هم میآیند.
از سباع و از وحوش وجنّ و انساز خیول و از بغال و از حمیر
هوش مصنوعی: از حیوانات درنده و وحشی، از جنها و انسانها، از اسبها و الاغها و الاغهای بارکش.
ترک و تازیکو و وشاق و بلمه ریشحاجب و سرهنگ و جاندار و وزیر
هوش مصنوعی: این عبارت به توصیف و اشاره به ویژگیهای مختلف افراد و نقشهای اجتماعی میپردازد. در اینجا از واژههایی استفاده شده که به نوعی به شخصیتها، مقامها و ویژگیهای آنان اشاره دارند. به طور کلی، میتوان گفت این متن درباره تنوع شخصیتها و مشاغل در جامعه صحبت میکند.
حارس و خربنده و سگبان و سگخواجه و شاگرد و عوّان و دبیر
هوش مصنوعی: نگهبان، خادم، نگهبان سگ، سگ، آقا، شاگرد، یاریرسان و دبیر.
کافر و گبر و مسلمان و جهودوانک من نشناختمشان خودمگیر
هوش مصنوعی: من هیچکدام از اینها را نشناختم و خودم را درگیر این دستهبندیها نکردم؛ از جمله کافر، زرتشتی، مسلمان و یهودی.
من پیاده در میان این گروهعاجز و مضطر فرومانده اسیر
هوش مصنوعی: من در این جمعیت ناچار و درمانده که به کمک نیاز دارند، به تنهایی و پیاده ماندهام.
نه ز بس آسیب، بد جای مقامنه زبس آشوب ، بد راه مسیر
هوش مصنوعی: به خاطر شدت آسیبها، جایگاه خود را به خوبی حفظ نکردهام و به دلیل فراوانی آشوبها، مسیر خود را گم کردهام.
زیر پای مرکب و دست سوارمن همی اندیشه کردم خیر خیر
هوش مصنوعی: زیر پای اسب و در دست سوار، من به خوبی و نیکی فکر کردم.
گفتم آیا چون کنم گرزین یکیآورد بی حرمتییّ در ضمیر
هوش مصنوعی: گفتم چگونه میتوانم رفتار کنم وقتی که شخصی بیاحترامی به من کرده و در دل من جریانی تغییر ایجاد کرده است؟
خود ز استخفاف خالی کی بود؟مردکی دستار دار نیم پیر
هوش مصنوعی: این بیت اشاره به این دارد که انسان نمیتواند از حس حقارت و ناچیزی خود رهایی یابد. حتی فردی که خود را بزرگ و با وقار میداند، ممکن است در درونش احساس ضعف و ناامنی داشته باشد.
عقل را گفتم که تو می بین که منچون ز بی اسبی شدم خوار و حقیر
هوش مصنوعی: به عقل گفتم که تو میدانی من در چه حال هستم؛ وقتی که از قدرت و توانایی خود دور شدم، احساس تحقیر و ذلت میکنم.
بر زمین چون سایه گشتم پی سپرمن که مشهورم چو خورشید منیر
هوش مصنوعی: من در زمین مثل سایهای هستم که بر سر محافظم قرار گرفته، بهطوری که نام من بهسان خورشید درخشان است.
کو کسی کز خاک برگیرد مرا ؟تا بجان گردم ازو منّت پذیر
هوش مصنوعی: کیست که از زمین مرا بلند کند؟ تا من بتوانم از او سپاسگزاری کنم و زندگی تازهای را آغاز کنم؟
عقل گفت ار راست خواهی این سخنمی نشیند همچو زین بر اسب میر
هوش مصنوعی: عقل به تو میگوید که اگر حقیقت را بخواهی، این حرف در ذهنت جا میگیرد مانند زینی که بر پشت اسب قرار میگیرد.
گر ترا برگیرد او از خاک رهخاک راه تو شود چرخ اثیر
هوش مصنوعی: اگر او تو را از زمین بر دارد، خاک راه تو تبدیل به آسمان میشود.
از تو این بار تواند برگرفتزانکه خود نامست او را بارگیر
هوش مصنوعی: این بار را میتوانم از تو بردارم، زیرا خودت او را توانمند میکنی.
چون مخمّر گشت با عقل این سخندر تنور دولتت بستم فطیر
هوش مصنوعی: وقتی که اندیشهام به شدت فعال شد، این گفتار را مانند نان تازهای در دمای موفقیت و پیشرفت تو به آمادهسازی پرداختم.
همچنین باد ترا تا نفخ صوربر سر هفتم فلک پای سریر
هوش مصنوعی: همچنین باد تو را تا زمانی که شاخ و برگهای عالم به اوج برسند و در آسمان هفتم، جلوهگری کنی، به حرکت در میآورد.