شمارهٔ ۴ - ایضا له
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از تجربهاش در حضور و دعا کردن برای کسی صحبت میکند که همگان او را بزرگ میشمارند. او بیان میکند که با وجود تلاشهای مکرر و دعاهایش، چون دربان درگاه بیرحم است، موفق به ورودی نمیشود و از این وضعیت خجالت زده است. شاعر، دربان را عامل دردسر میداند و از خداوند میخواهد که این بلا و مشکل را برطرف کند. در نهایت، او به ناکامیهایش در درگاه الهی و ناتوانی دعاهایش اشاره میکند.
ایا صدری که شد پیش ضمیرتهمه اسرار گردون آشکارا
هوش مصنوعی: آیا چیزی که در دل تو قرار دارد، همه رازهای جهان را برایت روشن کرده است؟
به خدمت چند بار آمد دعاگوبه عزم آن که بستاید شما را
هوش مصنوعی: دعاگو چندین بار به خدمت شما آمد تا شما را ستایش کند.
کشیده از برای عرض در سلکدعا و خدمت و مدح و ثنا را
هوش مصنوعی: از برای بیان درخواست و اظهار محبت، در قالب دعا و خدمت و ستایش و تمجید، سخن گفتم.
مرا نگذاشت دربان تو با آنکفراوان کردمش لطف و مدارا
هوش مصنوعی: در اینجا شعر به نوعی بیانگر نارضایتی فرد است که با وجود مهربانی و محبت زیادی که به دربان نشان داده، اما او اجازه ورود به او را نمیدهد. این احساس میتواند نمادی از ناامیدی و بیانصافی باشد.
ز درگه بازگشتم کام و ناکامهمی خاریدم از خجلت قفا را
هوش مصنوعی: از درگاه بازگشتم و در حالی که احساس کامی و ناکامی داشتم، از خجالت به عقب نگاه کردم.
بلای ماست این دربان غر زنحکایت این چنین کردند ما را
هوش مصنوعی: این دربان پر از غر و لند، سبب دردسر و گرفتاری ما شده است و داستانی از این نوع برای ما رقم زده است.
بلا را باز گرداند دعاهاخداوندا بگردان این بلا را
هوش مصنوعی: ای خدا، دعاها بلا را برمیگردانند، پس این بلا را از ما دور کن.
کنون بر درگهت بر عکس اینستبلا می بازگرداند دعا را
هوش مصنوعی: اکنون در مقابل تو وضع به گونهای است که بلا دعا را به عقب باز میگرداند.