شمارهٔ ۳ - ایضا له
هوش مصنوعی: این متن شامل اشعاری است که نشاندهندهی نارضایتی و شکایت از عدم توجه و محبت معشوق یا مولانا به شاعر است. شاعر احساس میکند که در طول زندگیاش تمام وجودش را وقف خدمت به معشوق کرده، اما همچنان از بیتوجهی و بیاعتنایی او رنج میبرد. او از خداوند میخواهد تا به او گوش دهد و مشکلاتش را درک کند، و در ادامه به آسیبهای جسمی و معنوی خود اشاره میکند. در نهایت، او خواستار کمک مالی و معنوی است تا بتواند بار زندگیاش را سبکتر کند و از زخمها و رنجهایش خلاص شود.
ای که بر خدمت تو کردم وقفهم نهان خود و هم پیدا را
هوش مصنوعی: ای کسی که من برای خدمت به تو، نه تنها خودم را بلکه همه چیزم را وقف کردهام، چه در روشنی و چه در پنهانی.
چرخ را یک حرکت در همه عمربر خلاف تو نباشد یارا
هوش مصنوعی: دوست عزیز، چرخ زندگی همیشه در یک جهت میچرخد و هیچگاه بر خلاف تو حرکت نخواهد کرد.
نیست معلوم همانا بر وجهحال من خاطر مولانا را
هوش مصنوعی: حال من مشخص نیست و نمیتوانم به درستی احساساتم را بیان کنم. این موضوع برای مولانا نیز ایجاب میکند که از احساسات من آگاه نباشد.
چشم دارم که کنی گوش کرمسوی خادم شرف اصغا را
هوش مصنوعی: چشمی دارم که میخواهد توجه تو را جلب کند، گوش کن به این درخواست خادم که به شرافت تو احترام میگذارد.
مدّتی رفت چو دستار درازکه تو یک جبّه ندادی ما را
هوش مصنوعی: مدتی گذشت که به انتظار دستیاری از تو بودیم، اما تو حتی یک پوشش ساده هم به ما ندادی.
کرمت چون همگانرا تشریفداد هم جاهل و دانا را
هوش مصنوعی: برخورد تو با همه، چه نادان و چه دانا، بسیار محترمانه و با احترام است.
ای عجب می بتوانی دیدندر چنین جامه چو من برنا را؟
هوش مصنوعی: ای جای شگفتی که تو میتوانی در چنین لباس زیبایی، جوانی همچون من را ببینی!
زانکه هر هفته مرا این کارستکه مطّرا کنم این کالا را
هوش مصنوعی: هر هفته موظفم که این کار را انجام دهم تا این کالا را به خوبی آماده کنم.
مبلغی سیم به من بر جمعستهم مطرّایی و هم رفّا را
هوش مصنوعی: مقداری پول نزد من است که هم به کسانی که باران میریزند نیاز دارم و هم به بافندگان.
بس که می شویم و می کوبم بازجبّۀ خویشتن و دستا را
هوش مصنوعی: زیاد در حال تغییر و تحول هستم و بارها باید تلاش کنم تا دوباره خودم را بازسازی کنم و مشکلاتم را حل کنم.
ریزه ریزه شدی از زخم کدینپوششم گرنبدی جز خارا
هوش مصنوعی: تو با دردهایی که به من زدی، به تدریج و آرام آرام از هم پاشیده میشوی، و اگر هم از من دور شوی، برایم هیچ اهمیتی نخواهی داشت، چون من فقط سنگین و سخت میمانم.
وگر این حرمان کاریست که خاصاوفتادست من تنها را
هوش مصنوعی: اگر این ناامیدی چیزی است که تنها به من مربوط میشود، پس این درد و رنج تنها سهم من است.
سیم شونده و کوبنده بدهتا ز سر باز کنم اینها را
هوش مصنوعی: به من آن چیزی را بده که بتوانم به راحتی از پس این مشکلات برآیم و آنها را کنار بگذارم.