شمارهٔ ۱۳ - ایضا له
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر خود از مظلومیت و تنهاییاش سخن میگوید و از شخصی بزرگ و موجه درخواست کمک میکند. او احساس میکند که هیچ یاوری ندارد و از درد و رنج خود میگوید. شاعر همچنین به ننگ و عار نسلهای قبلی اشاره میکند و اگر کمک به او نرسد، شبهای تار و مشکلات ادامه خواهند داشت. در نهایت، امیدی به فردی عزیز و نیکو دارد که ممکن است به وضعیت او رسیدگی کند.
مخدوم بزرگ، صدر منعمای پایۀ تو ورای القاب
هوش مصنوعی: ای بزرگوار، سرور من، مقام و ارزش تو فراتر از هر عنوان و لقب است.
مظلومم و هیچ یاورم نیستکار من دلشکسته دریاب
هوش مصنوعی: من بیپناهم و هیچکس کمکم نمیکند، دل شکستهام را دریاب.
من کد یه کنم به شعر و بخششاز من ببرد بزرگ اصحاب
هوش مصنوعی: من میخواهم در شعرنوشتن مهارت پیدا کنم و از منطلب بزرگی از افرادی که در این کار تجربه دارند، بیاموزم.
این نیست کفایتی ولیکنننگ سلفست و عار اعقاب
هوش مصنوعی: این موضوع به اندازه کافی اهمیت ندارد، اما بر ما ننگ و شرمندگی به خاطر نسلهای قبلی را به همراه دارد.
گر تو نرسی مرا بفریادپس ما و شب دراز و محراب
هوش مصنوعی: اگر تو به کمکم نرسی، پس باید با شب طولانی و دردهای ناشی از انتظار سر کنم.
دانم بکند عزیز وهّابدفع ستم عزیز نهاب
هوش مصنوعی: میدانم که عزیز وهّاب، در برابر ستم عزیز نهاب خواهد ایستاد و دفاع خواهد کرد.