شمارهٔ ۱۴ - وله ایضا
هوش مصنوعی: این شعر به ستایش هنر و شاعر اشاره دارد و بر اهمیت نور و زیبایی در وجود انسان تأکید میکند. شاعر بیان میکند که هنر، مانند شمعی زنده و درخشان است و هر کسی که از محبت و نور آن بیبهره باشد، همچون نوعروس به یاد نازکی و شکوه آن خواهد بود. او همچنین به محدودیتهای خود در زمینه شعر اشاره دارد و میگوید که اگرچه اشعار به رونق نیاز دارند، اما در حال حاضر این رونق کمتر دیده میشود. شاعر با استفاده از تصاویری همچون بلبل و گل، خشکی و کمبود در هنر را به تصویر میکشد و در نهایت بیان میکند که با وجود چندین دختر (به معنای ایدههای هنری)، چرا باید خاموش بماند؟ او به خدمت شاعرانه و عذرخواهی خود افتخار میکند و به مخاطب یادآوری میکند که این مسیر پرچالش اما با ارزش است.
نور دین ای ذات تو کان هنرکان چه باشد؟ خود سراسر گوهرست
هوش مصنوعی: ای نور دین، ذات تو سرچشمه همه هنرهاست. خودت تماماً از گوهرها و ارزشهای بزرگ تشکیل شدهای.
زنده همچون شمع از نور دلستهر کرا تا بی ز مهرت در سرت
هوش مصنوعی: هر کس که در دلش محبت تو را دارد، همچون شعلهای زنده و درخشان است، و بدون حضور تو، زندگیاش تاریک و بیروح میشود.
از برای نوعروس خاطرتحقّه های آسمان پر زیورست
هوش مصنوعی: به مناسبت عروسی، آسمان پر از زیبایی و زینت است.
عنبر اندر بحر باشد، پس چرا؟بحر شعرت در میان عنبرست
هوش مصنوعی: در دل دریا، عنبر وجود دارد، پس چرا؟ در واقع، دریا به دلیل شعر تو، ارزش و زیبایی پیدا کرده است.
تا بدید آن طبع گوهر زای تواز خجالت دامن دریا ترست
هوش مصنوعی: وقتی طبع باارزش تو را دید، از خجالت دامن دریا را هم تر کرد.
شعر می خواهی و خادم مدّتیستتا ز شعر و شاعری فارغ ترست
هوش مصنوعی: تو به شعر نیاز داری، اما خدمتگزار مدتیست که از شعر و شاعری بینیازتر شده است.
شعر را گر بود وقتی رونقیاین زمان باری عجب مستنکرست
هوش مصنوعی: اگر شعر در این زمان رونق داشته باشد، جالب است که کسی از آن غافل شده است.
هر کجا از فضل و دانش حلقه ییستگوشها زان حلقه یکسر بر درست
هوش مصنوعی: هرجا که فضیلت و علم وجود دارد، تمامی گوشها به آن حلقه توجه میکنند و در اطراف آن حلقه به درستی متمرکز هستند.
بلبل طبعم نوا کم میزندزانکه شاخ جود بی برگ و برست
هوش مصنوعی: پرندهی درونم کمتر آواز میخواند، زیرا که شاخهی بخشش بیبرگ و بر است.
کشتیاهل هنر بر خشک ماندکابها را ره به جویی دیگرست
هوش مصنوعی: کشتی اهل هنر در خشکی متوقف مانده است، اما راهی برای دستیابی به آب برای او وجود دارد.
زان چو سوسن خامشم کاین قوم راهمچو نرگس چشم یکسر برزرست
هوش مصنوعی: از آنجا که من خاموشم مانند سوسن، این مردم مانند نرگس هستند که چشمشان فقط به زیبایی و ظاهر معطوف است.
در هران خانه که زاید دختریخامشی آنجا بمرد درخورست
هوش مصنوعی: در هر خانهای که دختری به دنیا بیاید، سکوت و آرامش در آنجا حکمفرماست.
من چرا خامش نباشم کز سخندر کنارم زاده چندین دخترست
هوش مصنوعی: چرا باید ساکت بمانم در حالی که در کنارم از کلامم چندین دختر به دنیا آمدهاند؟
تا برین صورت بود کار هنروای آن مسکین که معنی پرورست
هوش مصنوعی: تا زمانی که این چهره وجود دارد، هنر نیز وجود دارد، و وای بر آن کسی که تنها به ظاهر دنیا دل بسته است و از عمق حقیقت بیخبر است.
هم فرستادم بخدمت چند بیتتا بدانی کین رهی فرمان برست
هوش مصنوعی: به من اطلاع بده که به خاطر دوستان چند بیت شعر ارسال کردهام تا بدانی که این راه، با هدایت و مجوزی همراه است.
نیستم در خدمتت محتاج عذرلطف تو خود عذر خواه چاکرست
هوش مصنوعی: من نیازی به عذرخواهی ندارم، چون تو خودت باید به خاطر مهر و محبتت از من معذرت بخواهی.