شمارهٔ ۲۱ - وله ایضا
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به نوعی انتقاد از شخصی میکند که در انجام کاری ساده به نظر میرسد دچار تعلل و کمکاری شده است. شاعر اشاره میکند که با وجود تلاشهای مکرر، نتایج رضایتبخشی حاصل نشده و از کمکاری یا بخل آن شخص گلایه دارد. در نهایت به طعنه میگوید که چیزی در کلاه آن شخص (نماد تفکر یا عقل) وجود ندارد.
از برای محقری ادراربارها داده ایم درد سرت
هوش مصنوعی: ما برای چیزی که اهمیت زیادی ندارد، بارها به خاطر درد سرت زحمت کشیدهایم.
یک درم زان نمی شود حاصلنیک دانم که هست از آن خبرت
هوش مصنوعی: یک درم به دست نیاوردم، اما میدانم که خبرش را داری.
یا ز عجزست این توقف تویاز بخلست منع این قدرت
هوش مصنوعی: آیا این توقف تو ناشی از ناتوانی است یا به دلیل خساست توست که از ابراز توانایی خودداری میکنی؟
در کلاه تو هیچ پشمی نیستای کلاه تو چون سر پدرت
هوش مصنوعی: کلاهی که بر سر داری هیچ گونه پشمی ندارد، درست مثل سر پدرت.