تناجی
کمال‌الدین اسماعیل

شمارهٔ ۶۹ - ایضا له

آمد رهی به خدمت و تادیر گه نشستوانگه ندیده چهرة مخدوم بازگشت
راهی دراز بود و ز تاثیر آفتابچون سنگ بود کآمد و چون موم بازگشت
آمد به درگهت متظّلم ز روزگاردادش نداد دولت و مظلوم بازگشت
تا آن زمان نشست که سلطان نیمروزاز ترکتاز مملکت روم بازگشت
ای پرده دار لطف کن و خواجه را بگویکامد رهی بخدمت و محروم بازگشت