شمارهٔ ۸۷ - وله ایضا
هوش مصنوعی: این شعر به ستایش بزرگی میپردازد که در عالم کرم و دهش بینظیر است. شاعر از نداشتن توفیق در برآورده شدن خواستههایش گلهمند است و بیان میکند که هیچکس به خوبی و عظمت خواجهاش نمیتواند گوش دهد. او اشاره میکند که سخنانش مانند آب زلال هستند، اما ارزش نیافتهاند. همچنین از خادمش هم عذرخواهی میکند، زیرا او به رغم تلاشهایش نتوانسته به خواستههای او پاسخ دهد. در نهایت، شاعر از عدم اجازه برای وداع ناراحت است و به وضعیت ناامیدکنندهاش میپردازد.
ای بزرگی که در جهان کرمکس چو تو داد اصطناع نداد
هوش مصنوعی: ای بزرگمردی که در دنیا مانند تو فر و جمال و نیکی وجود ندارد.
بدهد سر ز دست آنکه تراگردن از روی امتناع نداد
هوش مصنوعی: کسی که به خاطر امتناع از عشق تو، دیگران را آزار میدهد، سزاوار نیست که سرش را از دست بدهد.
بودم از تو بسی توقّعهابخت توفیق اجتماع نداد
هوش مصنوعی: من از تو انتظارات زیادی داشتم، اما به خاطر بخت و روزگار، نتوانستیم به هم برسیم.
با که گویم که خواجه شعر مرابیش تشریف استماع نداد؟
هوش مصنوعی: با که سخن بگویم که آقای من، شعر مرا بیش از این که باید، نشنید و به آن توجهی نکرد؟
به سخنهای همچو آب زلالقیمت شربتی فقاع نداد
هوش مصنوعی: سخنانی که صاف و روشن هستند، ارزش و بهایی نداشتند، مانند ارزش یک نوشیدنی بیکیفیت.
نه ز تقصیر بود اگر خادمدر چنین حالتت صداع نداد
هوش مصنوعی: اگر خادم در این وضعیت تلخ تو احساس سر درد نکند، تقصیر او نیست.
زانکه یک روی در تقاضا داشتخر دم رخصت وداع نداد
هوش مصنوعی: چون یک سو خواستهای داشت، خر اجازه وداع نداد و مانع شد.