شمارهٔ ۹۲ - وله ایضا
هوش مصنوعی: این اشعار به توصیف ویژگیهای خاصی از یک شخص یا مقام (خواجه) میپردازد. شاعر از ابری تشبیه میکند که در واقع، دستش به گونهای است که تنها برخی از آن بهرهمند میشوند و دیگران به نوعی آسیب میبینند. این ابر به جای این که برکات و رحمتی به ارمغان آورد، سایهای بزرگ بر دنیا میافکند و مانع از تابش نور آفتاب میشود. به طور کلی، این متن انتقادی است از کسانی که قدرت و موقعیت خود را به ضرر دیگران استفاده میکنند.
همچو ابرست دست خواجه فلانخود کرا دستی آنچنان افتد؟
هوش مصنوعی: دست خواجه مانند ابر است، آیا کسی دیگر هم میتواند دستی به این اندازه داشته باشد؟
نه چنان ابر کز ترشّح آنتشنه را قطره در دهان افتد
هوش مصنوعی: یعنی اینکه اوضاع به گونهای نیست که آبشاری از ابر نازل شود و به تشنهای قطرهای در دهانش برسد.
لیک ابری گران سایه فکنکه ازو خلق را زیان افتد
هوش مصنوعی: اما ابر سنگینی وجود دارد که سایهاش را میاندازد، زیرا از این سایه، مردم آسیب میبینند.
نور کز آفتاب می تابدنگذارد که بر جهان افتد
هوش مصنوعی: این جمله به این معنی است که نوری که از خورشید میتابد، موجب میشود که تاریکی بر روی زمین نافتد و همیشه روشنی وجود داشته باشد.