شمارهٔ ۱۲۵ - وله ایضا
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به مفهوم وعدهها و امیدها پرداخته و بیان میکند که وعدههایی که به حقیقت نپیوندند، نه تنها امید بخش نیستند بلکه دل را نیز میشکنند. وعدههای بیمحتوا جان و جسم انسان را به رنج میاندازند. او تأکید میکند که بخششهایی که از دل و نیت صادقانه نیفتند، ارزشی ندارند و باید از منابع واقعی و قابل دسترس باشد. در نهایت، شاعر بر این باور است که ارزش و معناداری در بخشش واقعی وجود دارد و نه در وعدههای توخالی و بیفایده.
سرو را وعده های چنان بایدکه به انجاز مقترن باشد
هوش مصنوعی: سرو باید وعدههایی دریافت کند که به تحقق واقعی منجر شود.
هر امیدی که آن وفا نشودبتر از یاس دلشکن باشد
هوش مصنوعی: هر امیدی که به آن وفا نشود، بدتر از ناامیدی و دلشکستگی است.
وعده هایی دراز بی حاصلکاهش جان و رنج تن باشد
هوش مصنوعی: وعدههای طولانی که عملی نمیشوند، فقط باعث کم شدن روحیه و افزایش درد و رنج جسمی میشود.
هیچ وقعی ندارد آن بخششکه نه از دست خویشتن باشد
هوش مصنوعی: بخشش و عطایی که از دل و اراده خود انسان نیاید، ارزشی ندارد و هیچ اهمیتی ندارد.
با رمنّت نیریزد آن انعامکه نه در جیب پیرهن باشد
هوش مصنوعی: اگر هدیهای در دست نیست، همان بهتر که در دل هم شوقی برای آن نباشد.
قدری زرکه وجه داعی بودتا بدان قابل منن باشد
هوش مصنوعی: مقداری زردی در چهره کسی که دعوت میکند وجود دارد تا آن شخص را شایستهی توجه و پذیرش کند.
به خزینه رسید و رفت فروهمچو لقمه که در دهن باشد
هوش مصنوعی: به جایی رسید که همه چیز در اختیارش بود و به آرامی همانند لقمهای که در دهان است، به سمت هدفش حرکت کرد.
این چنین بخشش وصلت نبودریش خند وز نخ زدن باشد
هوش مصنوعی: این طور محبت و بخشش به خاطر وصل و ارتباط تو نیست، بلکه ممکن است صرفاً یک بازی و شوخی باشد.
قلتبانی که بود مستخرجدر حق او ترا چه ظن باشد؟
هوش مصنوعی: اگر کسی را که در حال مستی و غفلت به سر میبرد، به قضاوت مینشینی، چه تصوری میتوانی از او داشته باشی؟
کوچو مقصود خویش حاصل کردگر به حیلت وگر به فن باشد
هوش مصنوعی: انسان باید به هر طریقی که شده به هدفهای خود برسد، چه با نیرنگ و فریب باشد، چه با مهارت و فن.
غم آن می خورد که باقی منبر دوسه ... خواره زن باشد
هوش مصنوعی: غم آن را میخورم که باقی زندگیام به دست چند زن بیارزش بیفتد.
چه سخن روزیم که خیره مراهر چه باشد در آن سخن باشد
هوش مصنوعی: چه سخنی است که مرا به حیرت وا میدارد، هر چه باشد در آن سخن وجود دارد.
وجه انعام من ز حاصل سازنه ز باقی که درد دن باشد
هوش مصنوعی: منحصر به فرد بودن هدیه من به وسیله حاصل زندگی است و نه چیز دیگری، زیرا درد و رنج دنیوی بر من سایه افکنده است.
نه خدایم که در همه گیتیآنچه باقیست وجه من باشد
هوش مصنوعی: من خدایم نیستم که در تمام دنیاست هر چیزی که باقی مانده به خاطر من باشد.