شمارهٔ ۱۴۲ - وله ایضا
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر حالتی از غم و اندوه در جامعه است. شاعر به خداوند شکایت میکند که مردم در انتظار عدل و انصاف او هستند، در حالی که عدهای از آنها به دنبال فرصتهایی برای تظلم و شکایت از ظلم هستند. او به بازی شطرنج اشاره میکند، جایی که عدهای در کنار عرصه نشستهاند و فقط نظارهگرند، در حالی که دیگران از غم و اندوه فراق و ظلم رنج میبرند. در نهایت، شاعر بیان میکند که حتی صاحبدلان، یعنی افرادی که به حقیقت و عدالت اهمیت میدهند، در هر کجا که باشند، از غصه و اندوه شکایت دارند.
صاحبا عمریست تا از عدل توعالمی در انتهاز فرصه اند
هوش مصنوعی: دوست من، مدتیست که جهانی به خاطر عدالت تو در انتظار فرصتی است.
تا نظر در کار آنها افگنیکز تظلّم رافع این قصّه اند
هوش مصنوعی: تا وقتی که به کارهای آنها نگاه کنی، میبینی که این داستان به خاطر شکایت و نارضایتی از بین رفته است.
لعبها بینند در شطرنج ملکآنکه ساکن بر کنار عرصه اند
هوش مصنوعی: بازی شطرنج را کسانی تماشا میکنند که در حاشیه میدان نشستهاند.
می کنند از غصّه افغان بر درتدر دل آن قومی که صاحب حصّه اند
هوش مصنوعی: مردم آنقدر ناراحت و غمگین هستند که در درگاه تو ناله و زاری میکنند، به ویژه کسانی که از نعمت و بخشش تو بهرهمندند.
وین عجب نبود که خود صاحبدلانهر کجا هستند اسیر غصّه اند
هوش مصنوعی: این جای تعجب نیست که انسانهای با دل و احساس، هر جا که باشند، در دام اندوه و ناراحتی گرفتارند.