شمارهٔ ۱۷۲ - وله ایضا
هوش مصنوعی: این شعر به وصف خداوند و صفات عالی او میپردازد. شاعر به زیبایی و لطافت خدا مینگارد و بیان میکند که هیچ چیزی مشابه او وجود ندارد. همچنین تأکید میکند که سخنان او پر از معنای ناب و شیرینی است، حتی اگر دیگران نتوانند مانند او سخن بگویند. در انتها، شاعر به این نکته اشاره میکند که او امیدش را به فضل و رحمتی که در کلام خداوند وجود دارد، دوخته است.
ای کریمی که با لطافت توباغ را برگ یاسمن نبود
هوش مصنوعی: ای مهربان، با لطافت و لطف تو دیگر در باغ یاسمن وجود ندارد.
چو تو در راستی و ازادیقامت سرو در چمن نبود
هوش مصنوعی: وقتی تو در حقیقت و آزادی ایستادهای، هیچ درختی به زیبایی تو در باغ وجود ندارد.
تا بلفظ تو در نیاویزدقیمت گوهر عدن نبود
هوش مصنوعی: هرگاه لب به سخن بگشایی، ارزش و بهای جواهری چون بهشت را نخواهی داشت.
چون من از خلق تو سخن گویممشک را جای دم زدن نبود
هوش مصنوعی: زمانی که من درباره وجود تو صحبت میکنم، دیگر جایی برای دمیدن در مشک نیست.
چون من و چون تو کس بدست و زباندر فشان و شکر شکن نبود
هوش مصنوعی: هیچ کس به وسعت من و تو نیست که هم دل بسوزاند و هم به زیبایی سخن بگوید.
سخنی کاندرو همه شکرستگرچه جز در زبان من نبود
هوش مصنوعی: هر کلامی که گفته میشود، حاوی شیرینی و لذت است، هرچند که فقط در گفتار من تجلی پیدا نکرده باشد.
من ز دست تو چشم می دارمشکری کاندران سخن نبود
هوش مصنوعی: من به خاطر تو چشمانتظار ماندگار و پرفضیلت هستم، زیرا در کلام تو چیزی نیست که بتواند این انتظار را توجیه کند.