شمارهٔ ۱۷۵ - وله ایضاً
هوش مصنوعی: این شعر توصیف عشق و ارادت عمیق شاعر به محبوب و مقام اوست. شاعر بیان میکند که محبوب او چقدر در نظرش اهمیت دارد و چطور عشق به او همواره در دل و وجودش جاری است. او به زیباییهایی که در وجود محبوب نهفته است اشاره میکند و میگوید که وجود او مانند گلی است که از خار عدم شکوفا شده است. همچنین نشان میدهد که عشق او به محبوب و آرزوی خدمت به او از هر چیز دیگری بیشتر است و این عشق را با تصاویری زیبا و شاعرانه توصیف میکند.
بزرگوارا آنی که پیش رأی تو خوربزیر چادر سیماب گون نهفته شود
هوش مصنوعی: ای گرامی، کسی که در برابر نظر تو، همچون گوسفند زیر چادر نقرهای پنهان میشود، حقایق را از تو پنهان میکند.
بگاه فکر بیان تو گر بر آشوبدسرای پردة سرّ ازل کشفته شود
هوش مصنوعی: زمانی که اندیشهی تو در ذهنم طوفانی به پا کند، پردهی رازهای نهفته از زمان آغاز هستی برداشته خواهد شد.
اگر گشاده شود دانگ سنگ سطوت تودریچه یی ز عدم در وجود سفته شود
هوش مصنوعی: اگر سنگینی و عظمت تو بگشاید، یک در جدید از عدم به سوی وجود پیدا خواهد شد.
زنوک کلک تو هر دم ز عالم معنیهزار گوهر ناسفته بیش سفته شود
هوش مصنوعی: هر بار که از نوک قلم تو در دنیای معنا چیزی نوشته میشود، هزاران گوهر نایاب از آن بیرون میآید و به وجود میآید.
برای قدر تو هر روز کرد ظلمت شبز صحن چرخ بگیسوی مهر رفته شود
هوش مصنوعی: هر شب برای نشان دادن ارزش تو، تاریکی به وجود میآید تا خورشید از آسمان دور شود و تو را بهتر نشان دهد.
در اشتیاق تو بیدار دولتی داردکسی که یک شب چون بخت بنده خفته شود
هوش مصنوعی: کسی که در عشق تو بیقراری میکند، مانند کسی است که تنها یک شب مانند بندهای خوابیده و در بیداریاش امید به تو دارد.
بدان خدای که در باغ صنع او هر دمگل وجود ز خار عدم شکفته شود
هوش مصنوعی: بدان خدایی که در باغ آفرینش او، هر لحظه گل وجود از خار عدم شکوفا میشود.
که شوق بنده بخدمت زیادتست از آنکه شرح آن بتصاویر خامه گفته شود
هوش مصنوعی: شوق و علاقه بنده به خدمتگزاری به قدری زیاد است که نمیتوان آن را تنها با نوشتن و ترسیم تصویر بیان کرد.