شمارهٔ ۱۷۴ - ایضا له
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر از ملامت دیگران به خاطر خدمت به محبوب خود دفاع میکند. او میگوید که اکنون نیازی به ثبات ندارد و به خاطر ضرورت، باید برود. شاعر احساس میکند که بخشش محبوبش، تعهدی برایش به وجود نیاورده و اگر تعهدی نبود، آمدن به جایی آسانتر بود. ضمن اینکه میگوید آمدن به آنجا فقط برای محبت است و اگر محبوب نیاید، هیچ جستوجویی از او نخواهد بود.
مکن ملامت من گر به خدمت خواجهمرا زیادتی اکنون تردّدی نرود
هوش مصنوعی: هرگز مرا سرزنش نکن، اگر به خاطر خدمت به آقا، کارهایم بیش از حد شده و اکنون تردیدی نداشته باشم.
ضرورت از پی قوتی ببایدم رفتنمرا ز بخشش او چون تعهّدی نرود
هوش مصنوعی: برای داشتن قدرت و انرژی لازم، باید به ضرورتهای زندگیام توجه کنم و از بخشندگی او بهرهمند شوم؛ چراکه بیتوجهی به این تعهد امکانپذیر نیست.
تعهّد ار نبود کومباش، سهلست اینز من برای تعهّد تقاعدی نرود
هوش مصنوعی: اگر کسی به تعهد پایبند نباشد، آسان است این کار را از من بخواهد، ولی برای تعهد واقعی، هیچگاه از من پذیرفته نیست.
و لیک محض خری باشد آمدن جاییکه گر نیایی هرگز تفقّدی نرود
هوش مصنوعی: اما اگر به جایی بروی که نیامدن تو برای کسی اهمیتی نداشته باشد، در حقیقت، کار بیهودهای انجام دادهای.