تناجی
کمال‌الدین اسماعیل

شمارهٔ ۲۰۶ - وله ایضا

ایا صدری که بی عون سخایتز زانو بر نمی دارد هنر سر
قضا با آسمان صد بار گفته‌ستکه از فرمان او بیرون مبر سر
کمان چرخ را بازوی حکمتچو چنبر آورد در یکدگر سر
ز انعام تو دارد خون در رگهر آنکس را که باشد مغز درسر
بدان جبّه که پارم داده بودیمرا بفراشتی از ماه و خورسر
همی گردد مرا در سرکه امسالستانم جبّه و دستار بر سر