شمارهٔ ۲۰۷ - ایضا له
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به یادآوری سرور و مقام بالای خود میپردازد و از رها کردن آن یاد میکند. او اشاره میکند که هر کسی نمیتواند همانند او به مقام و مرتبه دست یابد و حتی اگر در آسمان ماه و خورشید باشند، باز هم ستارههای دیگری وجود دارند. همچنین به این نکته تأکید میکند که در محیط او افراد زیادی هستند که مقامهای بالا دارند و او نیز در مقایسه با دیگران از ارزش و استعداد بالایی برخوردار است. شاعر به مشکلات و سختیهایی که در زندگیاش تجربه کرده اشاره میکند و این وضعیت را به دیگری ربط میدهد.
سر فرازا چرا رها کردیرسم و آیین سروران دگر؟
هوش مصنوعی: چرا به traditions و آداب و رسوم دیگر سروران پشت کردهای و از آنها فاصله گرفتهای؟
نه هر آنکس که چاکریّ تو یافترفت در خون چاکران دگر؟
هوش مصنوعی: نه هر کسی که به تو خدمت کرد، در خون دیگر خدمتگزاران غرق شد.
بر فلک گرچه ماه و خورشیدندنیز هستند اختران دگر
هوش مصنوعی: اگرچه در آسمان ماه و خورشید وجود دارند، اما ستارههای دیگری نیز هستند.
در سرای توصد گران بیشندبر سرش گیر یک گران دگر
هوش مصنوعی: در خانهات جمع زیادی از افراد با ارزش و محترم هستند، اما بر روی یکی از آنها بیشتر تمرکز کن.
هنر و فضل و شعر یکسونههستم آخر چو آن خران دگر
هوش مصنوعی: من هم در هنر، فضل و شعر به مهارتهای ویژهای دست یافتهام، اما در آخر به مانند آن خران، بیثمر و بیفایده هستم.
بر من از روزگار جور بسیستنهم این نیز هم بر آن دگر
هوش مصنوعی: زندگی برای من سختیهای زیادی به همراه داشته و حالا هم که به مشکلات دیگری دچار شدهام.