تناجی
کمال‌الدین اسماعیل

شمارهٔ ۲۳۶ - وله ایضا

شبی به خوان تو حاضر شدم به ماه سیامنخفت چشم من آن شب ز اشتیاق طعام
ز روز روزه نبد هیچ فرق آن شب راز بهر آنکه نیفتاد اتّفاق طعام
سحور نیز بوقت خودم نیاوردندوصال روزه معیّن شد از فراق طعام