شمارهٔ ۲۳۷ - وله ایضا
هوش مصنوعی: این شعر در وصف عشق و محبت به یک شخص خاص سروده شده است. شاعر از حالتی شاداب و خوشحال سخن میگوید که به خاطر عشق به این فرد تجربه میکند. او بیان میکند که تا صبح به مدح و ستایش معشوق مشغول است و برای او گوهرهایی از کلمات میسازد. شاعر همچنین از تلاش برای دور کردن زشتیها و فضولیها صحبت میکند و به خود میگوید که با وجود حالتی حقیر در چشم دیگران، همچنان شکوه و روشنی دارد. در نهایت، او خواستههای خود را بر پایه یاد معشوق و دعا برای سعادت و موفقیت او بنا میکند و از آنچه در این راه گفته، معذرت میخواهد.
ای صاحبی که از نفحات شمایلتپر خنده اندرون چو گل نو شکفته ام
هوش مصنوعی: ای کسی که از عطر و بوی خوش شکل و شمایلت، در درونم مانند گل تازه شکوفا شدم و لبخند بر چهرهام نشسته است.
در پوست همچو غنچه نمی گنجم از نشاطتا مهر تو درین دل خونین نهفته ام
هوش مصنوعی: در بدنم مانند غنچه از شادی جا نمیشوم، چرا که عشق تو در این دل پر از غمی که دارم پنهان است.
هر شام تا به صبح به الماس طبع تیزاین کرده ام که گوهر مدح تو سفته ام
هوش مصنوعی: هر شب تا صبح به خاطر استعداد و ذوق خود، برای توصیف و ستایش تو تلاش کردهام و مثل یک جواهر گرانبها به این کار مشغول بودهام.
خلقت بدست باد صبا از جهان لطفهر دم هزارنافه فرستاد سفته ام
هوش مصنوعی: بادهای که به دست باد صبا فرستاده شده، مظهر لطف و محبت دنیای عارفانه است و من هر لحظه از این نعمت بهرهمند میشوم.
از خاک پای تست که در دیده می کشماین باد احتشام که در سر گرفته ام
هوش مصنوعی: از خاک پایت که در چشمانم مینشیند، این بادی را که در سر دارم با احترام میوزانم.
بر اعتماد دولت بیدار صاحبیدر کنج انزوا به فراغت بخفته ام
هوش مصنوعی: من با خیالی آسوده و اعتماد به قدرت یک صاحب اختیار، در گوشهای دور از هیاهوی دنیا آرام گرفتهام.
دل بر گرفته ام ز بد و نیک روزگارتا پرده های راز فلک بر کشفته ام
هوش مصنوعی: دل را از خوبیها و بدیهای روزگار دور کردهام تا رازهای آسمان را آشکار کنم.
از گنبد دماغ به جاروب انقباضخاشاک آز و گرد فضولی برفته ام
هوش مصنوعی: از بالای سرم به دلیل نگرانی و اضطراب به سمت جارو کردن زبالهها و آشغالهای اضافی رفتهام.
در چشم خلق اگر چه حقیرم چو ماه نوروشندل و تمام چو ماه در هفته ام
هوش مصنوعی: هرچند در نظر مردم شاید کوچک و بیاهمیت باشم، اما در درون خود مانند یک ماه کامل و نورانی هستم، هرچند ممکن است در زمانهای خاصی از ماه، فقط نیمهای از من نمایان باشد.
بر طاق چون نهاده ام اطماع بیهدهمن بی نوا چه در خور سرهنگ جفته ام؟
هوش مصنوعی: من بر سر طاق بلند آرزوهای بیفایدهام نشستهام. با این حال، من بیپول و بیچاره هستم، و چه حالتی دارم در برابر سرهنگ که از موقعیت و مقامش برخوردار است؟
جز ذکر خیر صاحب عادل چه کرده ام؟الّا دعای دولت سلطان چه گفته ام؟
هوش مصنوعی: جز خوب گفتن از افراد شایسته چه کردهام؟ به جز این که برای کامیابی و موفقیت سلطان دعا کردهام چه چیزی گفتهام؟
ورچند این حدیث نه بر جاهمی رودمعذور دار خواجه که از جا برفته ام
هوش مصنوعی: اگرچه این سخن بر من اثر نمیگذارد، اما این را در نظر بگیر که من از مسیر خود منحرف شدهام.