شمارهٔ ۲۳۸ - وله ایضا
هوش مصنوعی: این شعر نشان میدهد که گوینده (صدرا) با وجود آزادی ظاهریاش، هنوز خود را بندهای میداند که تحت تأثیر قدرت و سروری دیگران است. او به ناچار از مقام و موقعیت خود پایین آمده و با حسرت به گذشتهاش مینگرد، زمانی که فرزین شاه بوده است. او در تلاش است تا با قناعت و صبر، از تجملات دنیا دوری کند و نسبت به جفاهای دیگران بیتوجه باشد. او هشدار میدهد که اگرچه ممکن است بیگناه باشد، اما قربانی برخی حقایق تلخ زندگی است و باید با عرق ریزان و تلاش برای رعیتش کار کند. در کل، شعر عواطفی همچون حسرت، قناعت و تلاش بیوقفه را به تصویر میکشد.
صدرا اگرچه تو ز من آزاد و فارغیداری خبر که بندهام و بندهزادهام
هوش مصنوعی: ای صدرا، هرچند تو از من آزاد و بیخیالی، اما بدان که من بنده و فرزند بندهام.
افتاده برگرفتن، از اقسام سروریستبرگیر پس مرا که بدین سان فتادهام
هوش مصنوعی: برگرفتن چیزی که بر روی زمین افتاده، یکی از نشانههای بزرگی و مقام است. بنابراین از من هم درخواست کن که چون به این حالت افتادهام، مرا بگیر و بالا ببر.
یکباره در مبند درِ لطف و مردمیکآخر دهان به مدح تو روزی گشادهام
هوش مصنوعی: یکباره درهای لطف و محبت را به روی خودت نوبت نکن، چون من هر روز دربارهٔ تو سخن خوب میگویم و از تو یاد میکنم.
بغنود مرغ و ماهی و نغنود چشم منشبها که من عرایس مدح تو زادهام
هوش مصنوعی: من در شبها عروسهای مدح تو را خلق کردهام، همچون پرنده و ماهی که آرام میگیرند و چشم من نیز به این زیباییها مینگرد.
چون صبح اگر چه آتش پایم، فسردهامچون سایه آن زمان که سوارم پیادهام
هوش مصنوعی: اگرچه صبح مثل آتش زیر پایم است، اما مانند سایهای سرد و بیحرکت هستم، در حالی که سوار بر اسب نیستم و پیادهام.
انکار حرمتم نکنند ارچه بیگناهخونم همیخورند، مگر جام بادهام
هوش مصنوعی: هرچند که بیگناه هستم و خونم را میریزند، امیدوارم حرمت مرا نشکنند و تنها چیزی که به من آسیب میزند، شراب است.
شیر نر از زبونی بز بود پیش منو اکنون اسیر حیلت روباه مادهام
هوش مصنوعی: شیر نر به خاطر ضعف و ناتوانیاش، در وضعیت بدی قرار دارد و اکنون به دام فریب و ترفند روباه ماده افتاده است.
فرزین شاه بودم بر عرصهٔ مرادو امروز از تراجع دولت پیادهام
هوش مصنوعی: من زمانی به عنوان شاه فرزین در اوج قدرت و خواستههایم بودم، اما امروز در پی کاهش قدرت و موقعیتم، از آن جایگاه پایین آمدهام.
از بیم آنکه شادی دشمن فزون شودبر عجز خویش نام قناعت نهادهام
هوش مصنوعی: به خاطر ترس از اینکه شادی دیگران بیشتر شود، نام "قناعت" را بر ضعف و ناتوانی خود گذاشتهام.
از تو جفا به نرخ عنایت همیخرموین اصل زیر کیست، نگویی که سادهام
هوش مصنوعی: من از محبت و لطف تو بیوفایی میبینم، اما آیا نمیدانی که من چه کسی هستم و نباید مرا ساده بپنداری؟
عزل و عمل چو از تو بود هردو منصب استلیکن بیا ببین که کجا ایستادهام
هوش مصنوعی: هر دو مسئولیت، یعنی عزل و انجام کارها، از تو نشأت میگیرد، اما بیایید ببیند که من در کجا قرار دارم و چه وضعیتی دارم.
شش ماه از برای رعیّت به روز و شببیگار کردهام من و مرسوم دادهام
هوش مصنوعی: شش ماه است که من برای مردم به طور شبانهروزی کار کردهام و به آنها کمک کردهام.