شمارهٔ ۲۸۵ - ایضا له
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به ارتباطی عمیق و پرمعنا اشاره میکند. او میگوید که حتی در برابر بیشرمی معشوق، دیگران عاجز و ناتوان هستند. احساس میکند که سخنانش ممکن است نادرست تعبیر شوند، اما همچنان به معشوق محبت میورزد. او اذعان میکند که در وجود خودش هیچگونه آزرم یا خجالتی نیست و خود را مطیع خواستههای معشوق میداند. در پایان، به سردی و بیاحساسی معشوق و تضاد آن با حرارت و تلاطم احساساتش اشاره میکند.
ای خبر داری که شوخان جهانعاجزند از دیدۀ بی شرم تو
هوش مصنوعی: آیا اطلاع داری که افراد با نفوذ و قدرت در دنیا از دیدگاه بیپروای تو ناتوانند؟
گرچه سختم در غلط می افکندپرسش کرم و حدیث نرم تو
هوش مصنوعی: اگرچه در بیان سختیهایی که دارم دچار تردید میشوم، اما به خاطر مهربانی و گفتار لطیف تو پرسش را مطرح میکنم.
هیچ آزرم منت در طبع نیستمن غلام طبع بی ازرم تو
هوش مصنوعی: من هیچگونه شرمی از خواست دیگری ندارم، زیرا من برده و تابع خواستههای تو هستم و به آن افتخار میکنم.
اینچنین سرد از چه معنی می شود؟آن تکلّفهای گرما گرم تو
هوش مصنوعی: چرا این احساس سردی وجود دارد؟ آن تلاشها و محبتهای پرشور تو چه معنایی دارند؟