تناجی
کمال‌الدین اسماعیل

شمارهٔ ۲۹۶ - و له ایضاً

ای سرا پرده بر فلک بردهعصمت از جوهر ملک برده
رایت مهر هرکجا رفتهبا خود از رای تو یزک برده
نقّد دعوی حقّ و باطل راشرع از مسندت محک برده
منهی فکرت تو نخست غیبسوی علم تو یک بیک برده
عقل گاه تفهّم سخنتبرعطارد گمان شک برده
میزبان قدر زبخشش تودیگ اومید را نمک برده
زودبینی لعاب خامۀ توروز کوری زشب پرک برده
مژۀ شچم حاسدان درترشک بر خار و برخسک برده
بارۀ صیت تو زخطّۀ کونچندگامی فرا ترک برده
ماه منجوق رایت قدرتزیب خورشید نه فلک برده
نوک اوتاد خیمۀ جاهترخنه اندر دل سمک برده