شمارهٔ ۲۹۸ - وله ایضا
هوش مصنوعی: این شعر درباره اهمیت هنر و کلام در زندگی انسان و تأثیر عواطف بر جهان است. شاعر از "پناه زمرۀ دانش" و "شکوۀ اهل هنر" سخن میگوید و تأکید میکند که کلمات و معانی، جان بخش زندگی هستند. او به قدرت کلام و تأثیر آن بر فضای جهان اشاره میکند و نشان میدهد که چگونه یک سخن خوب میتواند وضعیت را تغییر دهد. همچنین، شاعر به فلسفهای در مورد گناه و بخشش میپردازد و از عواطف انسانی و آرزوها میگوید. در نهایت، او به اهمیت نگاهی زیبا به زندگی و پرهیز از قضاوت ظاهری تأکید میکند.
پناه زمرۀ دانش شکوه اهل هنرکه هست جان معانی به لفظ تو زنده
هوش مصنوعی: پناهی برای گروهی از دانشمندان و هنرمندان پیدا کن، زیرا روح معناها به کلمات تو حیات میبخشد.
گر آیدش ز نهیب تو سنگ در دندانشود کواکب پروین ز هم پراگنده
هوش مصنوعی: اگر صدای تو به او برسد، مانند سنگی میشود که درد در دندان ایجاد میکند و ستارههای پروین از یکدیگر دور میشوند.
فضای دهر شود همچو گریه گوهر بارکجا سخای تو دندان نمود چون خنده
هوش مصنوعی: زمانه به گونهای میشود که انگار اشکهای گرانبها نثار میشود، در جایی که بخشندگی تو با لبخند نمایان میشود.
سپهر، کورا بر زیر پای دندانستکند همیشه ازین در تراش چون رنده
هوش مصنوعی: آسمان همچون دندانی است که بر زمین فشار میآورد و همیشه به همین دلیل مثل یک رنده، زمین را میتراشد.
ز لفظ پاک تو بی حشوتر سخن نبودوگرچه هست به انواع نکته آگنده
هوش مصنوعی: از بیان خالص و بیپیرایهی تو، هیچ گفتاری بااحتیاطتر وجود ندارد، هرچند در آن حرفها نکتههای مختلفی نهفته است.
چو صبح خنده زنان جان بداد گل ز طربخرد به لطف تو گل را چو کرد ماننده
هوش مصنوعی: زمانی که صبح با خنده و شادی فرا میرسد، گل به خاطر شادی و خوشحالی جان میدهد. به لطف تو، گل را به شکل زیبا و دلنشین درآوردهاید.
گناه بخشا! کی میشود زوال پذیر؟تغیّری که پذیرفت رای فرخنده
هوش مصنوعی: ببخشید! آیا گناهی که تو بر دوش ما گذاشتهای، روزی از بین میرود؟ آیا تغییراتی که در زندگیام ایجاد شده، میتواند به خوبی به سرانجام برسد؟
مدار عاطفت خود درغ از آن که بودز آستان تو بر پای نهمتش کنده
هوش مصنوعی: محبت و احساسات خود را به کسی نشان نده که در زمان نیاز، پای خود را بر روی او میگذارد و او را نادیده میگیرد.
فلک به ابروی عیشش گره در آوردهجهان بدست جفایش ز بیخ برکنده
هوش مصنوعی: آسمان به خوشی ابروهای او گره خورده و جهان به خاطر بدیهای او از ریشه کنده شده است.
بدان سبب که ترا دید سرگران چو دواتز غصّه همچو قلم می رود سرافکنده
هوش مصنوعی: به خاطر تو و دیدن تو، حالتی شبیه به سرگشتگی و غم به من دست داده است. مانند دوات که از غصه مغشوش است، من هم در این حال به نظر میرسم.
نظر بدین سخنان چو آب روشن دارنگه مکن به سر و ریش و جامة ژنده
هوش مصنوعی: سخنان خوب و روشن را با دقت و تامل بنگر، و به ظواهر و ظاهر افراد و لباسهای کهنه توجه نکن.
بدان خدای که دست دهنده داد تراچنان که داد رهی را زبان خواهنده
هوش مصنوعی: بدان خدایی که به تو آنچه را که نیاز داشتی عطا کرد، همانطور که به رهی، زبان خواستهاش را عطا کرده است.
که از عتاب عنان سوی عفو فرماییکنون که رفت ز اندازه مالش بنده
هوش مصنوعی: این بیت به معنای این است که اکنون که بندۀ تو از حد و مرز خود فراتر رفته و دچار خطا شده است، آیا نمیخواهی با نوازش و عفو به او رحمت کنی؟