شمارهٔ ۳۱۳ - وله ایضا
هوش مصنوعی: این شعر به دعوت به بیداری عقل و توجه به خداوند میپردازد. شاعر از خواننده میخواهد که با ذکر خداوند زبان خود را بگشاید و از قید و بندهای دنیوی رها شود. او توصیه میکند که در مسیر معنوی و پاکی، از غفلت و جهل دوری کند و با هوشیاری، درک و شناخت خود را افزایش دهد. شعر همچنین به اهمیت دعا و ارتباط با خدا اشاره دارد و به این باور تأکید میکند که با ایمان و تلاش، انسان میتواند بر مشکلات غلبه کند و به حقیقت نزدیکتر شود.
دیدۀ عقل راه دان بگشایبه ثنای خدا دهان بگشای
هوش مصنوعی: چشم عقل خود را باز کن و به ستایش خداوند بپرداز. زبانت را به حمد و سپاس او بگشای.
نفسی از سر حضور بزننافۀ مشک رایگان بگشای
هوش مصنوعی: لحظهای از سر حضور، با نیرویی عمیق به خود ببر و بر بند ناف مشک که بوی خوشش را میدهد، دست بزن تا عطرش به رایگان منتشر شود.
چه گشاید ز ذکر هر چه جزوست؟ذکر او کن زبان بدان بگشای
هوش مصنوعی: هر چیزی که جزئی از عالم هستی است، با یاد کردنش هیچ سودی نخواهد داشت. بنابراین، فقط به یاد خدا بپرداز و زبانت را برای این یادگاری باز کن.
سفر راه قدس خواهی کردبند قالب ز پای جان بگشای
هوش مصنوعی: اگر میخواهی به سفر قدس بروی، باید از قید و بندهای جسم خود رها شوی و روح خود را آزاد کنی.
دست و پایی بزن درین دریااز خود این لنگر گران بگشای
هوش مصنوعی: در این دریا، تلاش کن و از خودت رهایی پیدا کن؛ از این سنگینی که به تو چسبیده، جدا شو.
حورعین آشکاره می خواهیساعتی دیدة نهان بگشای
هوش مصنوعی: اگر میخواهی زیباییهای بهشتی را ببینی، لحظهای چشمانت را باز کن و به دنیای پنهان بنگر.
بدر اوّل بصدق پیرهنیپس چو صبح از نفس جهان بگشای
هوش مصنوعی: در ابتدا مانند ماه درخشان و خالص هستی، سپس مانند صبح با نفس تازۀ زندگی باز شو.
اگر از گفت و گوی آزادیسوسن آسا برو زبان بگشای
هوش مصنوعی: اگر میخواهی مانند گل سوسن با شکوه و زیبا صحبت کنی، همین حالا زبانت را باز کن و از آزادی خود بهره ببر.
روزی آخر ز چشم عبرت بینبرقع جهل یک زمان بگشای
هوش مصنوعی: روزی از این دنیا به گونهای آگاهانه و با نگاهی عاقلانه، پرده نادانی را کنار بزن و به حقیقتها نگاهی تازه بینداز.
به سر انگشت عقل و بیداریبند غفلت یکان یکان بگشای
هوش مصنوعی: با قدرت فکر و آگاهی، کم کم غفلت را کنار بزن و به تدریج آن را از بین ببر.
دانه در خانه همچو مورمکشکمر حرص از میان بگشای
هوش مصنوعی: در خانه به مانند موریان، دانهای پنهان دارم که میخواهم حرص و طمع را از دل بزدایم.
گر دلت را حرارت ندمسترگ خونین ز دیدگان بگشای
هوش مصنوعی: اگر دلت احساس شادی و نشاط نمیکند، پس بگذار اشکهایت از چشمانت بریزد.
به سحرگه بر آر دست دعاقفل درهای آسمان بگشای
هوش مصنوعی: در صبح زود دست به دعا بردار و درهای آسمان را برای طلب کمک و رحمت خداوند باز کن.
دیو را تخته بند برنه و پسهمچو آدم در دکان بگشای
هوش مصنوعی: دیو را از زنجیر رها کن و سپس مثل آدمی عادی در فروشگاه کار کن.