شمارهٔ ۳۲۵ - ایضاً له
هوش مصنوعی: این شعر به بیان احساس شاعر درباره عدم توجه محبوب و فراموشی او میپردازد. شاعر در ابتدا به ویژگیهای محبوبش اشاره میکند و او را از شیران (افراد برجسته و قوی) توصیف میکند. او از محبت و جوانمردی محبوب صحبت میکند و به استعدادهایش اشاره دارد. سپس شاعر از فراموشی محبوب و عدم یادآوریاش در روزها میگوید و از این موضوع ناراحت است. او تلاشهایش را در خدمت به محبوب یادآوری میکند و نسبت به بیتوجهی او ابراز ناامیدی میکند. در نهایت، شاعر با کنایه به اینکه انتظار کمک و عطوفت از محبوب دارد، به احساس ناامیدی و دلشکستگی خود اشاره میکند.
ای که دایم بسر انگشت دهاشیر شیران بکفایت دوشی
هوش مصنوعی: ای کسی که همیشه بر شیران دلاور تسلط داری و در کنار آنها به راحتی زندگی میکنی.
وی که در وصف هنرمندی توعقل حیران شود از بی هوشی
هوش مصنوعی: کسی که میبیند تو چقدر هنرمند هستی، به خاطر شگفتی و تحیر عقلش گیج و سرگردان میشود.
وی که در وصف مروّت می جوداز کف ساقی همّت نوشی
هوش مصنوعی: کسی که در توصیف جوانمردی تلاش میکند، از دست ساقی همت مینوشد.
وی که در شخص امل از سر لطفهر زمان کسوت دیگر پوشی
هوش مصنوعی: او که با محبت و حسن نیت به کسی که همیشه در رفاه نیست، هر بار لباسی جدید میپوشاند.
روزها شد که نکردی یادمچه بود موجب این فراموشی؟
هوش مصنوعی: مدت زیادی است که به یاد من نیفتادی، چه چیزی باعث این فراموشی شده است؟
گوشکی باز همی دار مراکز عزیزیم چو چشم و گوشی
هوش مصنوعی: به آرامی مرا به یاد محبتهای خود میآوری، زیرا برای من از ارزش و اهمیت زیادی برخوردار هستی، مانند چشمی که برای دیدن و گوشی که برای شنیدن لازم است.
سخت کوشیدم در خدمت تودر حقم سست چرا می کوشی؟
هوش مصنوعی: من با تمام توانم در خدمت تو تلاش کردم، پس چرا در حق من کمکاری میکنی؟
تا بدین حق نیم احمق دانیکه بود پاسخ من خاموشی
هوش مصنوعی: تا وقتی که به حقیقت و واقعیت نرسیدهای، نمیفهمی که جواب من سکوت است.
چوب داری و مرا می بایدچه کنم چون سخنم ننیوشی؟
هوش مصنوعی: چون تو به سخنان من توجه نمیکنی، چه فایدهای دارد که من چوبی در دست داشته باشم؟
نیست اومید که بخشی بصلتچشم دارم که بزر بفروشی
هوش مصنوعی: امید ندارم که بتوانم به راحتی از مشکلات و سختیها عبور کنم و به موفقیت برسم.