شمارهٔ ۳۳۲ - ایضا له
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به دنبال دریافت چیزی است و از شخصی میخواهد که در ازای غم و ناراحتیاش به او جو بدهد. آن شخص پاسخ میدهد که جو میدهد اما باید راستگویی و صداقت را به همراه داشته باشد. شاعر در جواب میگوید که این گفتگو شبیه به یک معامله است و او زر (طلا) ندارد، اما میتواند چیزی از میان پای خر بگذارد. این شعر به نوعی انتقاد از وضعیتها و معاملات غیرصادقانه در زندگی اشاره دارد.
جو همی خواستم پریر به شعراز که؟ از نا خوشی گرانجانی
هوش مصنوعی: میخواستم در شعر از کجا شروع کنم، چون از ناراحتی و مشکلات سنگینی بر دوشم احساس میکنم.
گفت جو می دهم، ولیک به زررو درستی بیار و انبانی
هوش مصنوعی: گفت: من به تو چیزی می دهم، اما برای آن لازم است صادقانه و با صداقت عمل کنی و به اندازه کافی آمادگی داشته باشی.
گفتمش این سخن معاملتیستنیست از کار دور چندانی
هوش مصنوعی: به او گفتم که این صحبت یک معامله نیست و از کار و بار اصلی دور است.
زر ندارم ولیک بفرستماز میان پای خر گروگانی
هوش مصنوعی: من پولی ندارم، اما اگر لازم باشد میتوانم از میان پای خر، چیزی به عنوان ضمانت بفرستم.