شمارهٔ ۳۳۵ - وله ایضا
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف صفات و ویژگیهای الهی میپردازد و بر کرم و رحمت خداوند تأکید دارد. شاعر بیان میکند که هر کجا خداوند باشد، آرامش و آسایش وجود دارد. او به پیوند میان عدالت و آبادانی اشاره کرده و میفرماید که خداوند درمانگر دردها و رنجهاست. شاعر در بیان سختیهای خود، از ظلم و ستم عمر و مشکلاتش میگوید و به امید یاری و امداد الهی، از پروردگار میخواهد تا بر مظلومان رحم کند و از ظلم ستمگران بکاهد. در نهایت، او احساس ناامیدی و پریشانی را به تصویر میکشد و از خداوند میخواهد که به داد او برسد.
ای صفات کرمت روحانیوی تو در ملک نظام ثانی
هوش مصنوعی: ای ویژگیهای رحمت و بزرگواری تو، در جهان دوم و جدیدی که ساخته شدهای، وجود تو روحافزا و دلنشین است.
هر کجا حضرت تو، آسایشهر کجا دولت تو، آسانی
هوش مصنوعی: هر جا که تو باشی، آرامش وجود دارد و هر جا که تو هستی، راحتی و خوشحالی به همراه است.
همه زرهای جهان را نقشستسکّۀ جود تو بر پیشانی
هوش مصنوعی: تمام ثروتهای دنیا به خاطر سخاوت تو ارزش و زیبایی پیدا کردهاند.
سر کلک تو همی بربایدگوی حکم از فلک چوگانی
هوش مصنوعی: حکمت و دانش تو به قدری برجسته است که حتی سرنوشت و تقدیر را هم تحت تاثیر میگذارد. مانند اینکه گوی تقدیر از آسمان به دست توست و تو آن را به هر شکل که بخواهی تغییر میدهی.
قهر تو موجب استیصالستعدل تو مایۀ آبادانی
هوش مصنوعی: دوری و قهر تو سبب ناامیدی و درماندگی است، اما انصاف و عدالت تو موجب رونق و prosperity زندگی میشود.
ذات پر معنی تو مشتملستهر کجا درد بود درمانی
هوش مصنوعی: وجود با معنا و عمیق تو، هر کجا که درد و رنجی وجود داشته باشد، به نوعی به درمان و تسکین آن تبدیل میشود.
هر کجا کرد بود بارانیهر کجا درد بود درمانی
هوش مصنوعی: هر جا که باران و رحمت باشد، درمان و تسکین هم پیدا میشود.
گر نیم حاضر درگاه رفیعنیستم غایب از و تا دانی
هوش مصنوعی: اگرچه در درگاه بلند و بزرگ نیستم، اما از دور هم هستم و تو این را میدانی.
بتو مستظهرم از کلّ جهانکه سراسر کرم و احسانی
هوش مصنوعی: من به تو تکیه دارم و از تمام دنیا به تو پناه آوردهام، زیرا سراسر وجودت مملو از لطف و احسان است.
پیش از این داده ام اندر خدمتشرح ظلم عمر لنبانی
هوش مصنوعی: قبل از این، توضیحاتی در مورد ستم عمر لنبانی ارائه دادهام.
آن بهر تیر و تبر شایستهآن بهر محنت و رنج ارزانی
هوش مصنوعی: هر چیزی به اندازه خود و برای هدف خاصی خلق شده است؛ همانطور که برای هر تیر و تبر کارایی وجود دارد، برای هر نوع محنت و رنجی نیز باید آماده بود.
ظاهر و باطن او شرّ و فسادصفت و صورت او شیطانی
هوش مصنوعی: او از نظر ظاهری و باطنی به صفات زشت و فساد آلوده است و چهرهاش شیطانی به نظر میرسد.
یک زبانی نبود در دوزخبه گرانجانی این دندانی
هوش مصنوعی: در دوزخ هیچ زبانی وجود ندارد که از این درد و رنج دندانها سخن بگوید.
چار سالست که محبوس ویممن دانا ز سر نادانی
هوش مصنوعی: چهار سال است که من در بند و اسیر هستم و به سبب نادانی خودم این وضعیت را تجربه میکنم.
حاصلی نیست ز سرمایه و سودجز پریشانی و سر گردانی
هوش مصنوعی: آنچه از سرمایه و سود به دست میآید، تنها سردرگمی و بینظمی است.
این هم از طالع منحوس منستکه شکاریست سگ کهدانی
هوش مصنوعی: این هم از بدبختی من است که شکارم را یک سگ بیخاصیت گرفته است.
صاحبا ! صدرا! از بهر خدانه تو یاری ده مظلومانی؟
هوش مصنوعی: دوست من! آیا برای خداوند یاری نمیدهی به کسانی که مظلوم هستند؟
چه بود چیزی ازین افزونترکه ز دندان ددم برهانی
هوش مصنوعی: آیا میتوانی به من بگویی چه چیزی از این مهمتر وجود دارد که بتواند از دندان زندهام گواهی بدهد؟
مالش ظلم اگر می ندهیمال من باری ازو بستانی
هوش مصنوعی: اگر ظلمی به من نمیکنی، پس چرا از مال من چیزی نمیگیری؟