شمارهٔ ۳۳۶ - ایضاً له
هوش مصنوعی: این شعر دربارهی بزرگواری و فضل صاحبمنصبان و تاثیرات مثبت آنها بر جامعه است. شاعر به توصیف ویژگیهای یک فرد بزرگ و خوشنفسی میپردازد که میتواند به دیگران کمک کند و نام نیک از خود به جا بگذارد. او میگوید اگر کسی در ستایش او سخن بگوید، باید آنقدر بزرگوار باشد که او را در آغوش بگیرد و او را بیازارد. همچنین اشاره میکند که اگر کسی بخواهد بر مشکلات غلبه کند و مملکت را به خوبی مدیریت کند، باید از قدرت و دلسوزی خود بهرهبرداری کند. در نهایت، شاعر از امیدواری به کمک خدا و نیکی در زندگی سخن میگوید و آرزو میکند که افراد با فضیلت و با شخصیت، در میان دیگران بروز و ظهور پیدا کنند.
ای صاحبی که گر بمثل رای باشدتبر بام قدر خود زفلک نردبان کنی
هوش مصنوعی: ای کسی که اگر نظر و رأی تو مناسب باشد، مانند کسی که به بالای بام میرود، میتوانی به واسطهی تواناییهایت به موفقیتهای بزرگ دست یابی.
هردم گشاد نامۀ صبح از برقباگردون برآورد که تو بر وی نشان کنی
هوش مصنوعی: هر لحظه، سپیدهدم از بلندای آسمان پیامی میآید که تو بر آن اثری بگذاری.
می نازد از تو جان بزرگیّ و بر حقستاز بس که لطف و مکرمت بیکران کنی
هوش مصنوعی: جان من به بزرگی تو افتخار میکند و این افتخار کاملاً به حق است، زیرا تو به اندازهای لطف و مهربانی بیپایانی از خود نشان میدهی.
هر کو دهان بمدح تو چون حلقه باز کردحالی چو گوشوارش در دردهان کنی
هوش مصنوعی: هر کسی که در مدح و ستایش تو صحبت کند، مانند حلقهای میشود که در گوش جا میگیرد؛ به عبارت دیگر، حرفهای او توخالی و بیمحتوا است.
افتد زبیم لرزه بر اعضای مهر و ماهگر تو بکین نگاه سوی آسمان کنی
هوش مصنوعی: اگر تو با نگاه خشمگین به آسمان بنگری، لرزه و ترسی بر اعضای خورشید و ماه خواهد افتاد.
رستم بتیغ تیز نکردست در مصافآنها که تو بدان قلم ناتوان کنی
هوش مصنوعی: رستم با شمشیر تیز خود نبردی نکرده است با کسانی که تو با قلم ضعیف خود میتوانی آنها را شکست دهی.
آروغ همچو صبح برآرد زقرص مهرآنرا که تو بخوان کرم میهمان کنی
هوش مصنوعی: آروغی که همچون صبح از خورشید برمیخیزد، نشانهای است از برکت و لطفی که تو به میهمانان خود ارزانی میداری.
از خون لاله هم نشود تیغ کوه لعلگر تو بلطف یک نظر اندر جهان کنی
هوش مصنوعی: هرچند که خون لالهها نمیتواند تیغ کوه را به لعل تبدیل کند، اما اگر تو با نگاهی مهربان در این دنیا زندگی کنی، تأثیر قلبی و زیبای تو میتواند همه چیز را تغییر دهد.
در ضبط کار مملکت ار رای باشدتبر میش لنگ گرگ کهن را شبان نکنی
هوش مصنوعی: اگر در مدیریت کشور اراده و تصمیمی وجود داشته باشد، نباید انتظار داشته باشی که با بیتوجهی و سستی، مشکلات حل شوند. باید به دقت و جدیت به کار پرداخت و اجازه نداد که وضعیت به حال خود باقی بماند.
گردون ز شب نماید اختر چنان که تواز ظلمت خط اختر معنی عیان کنی
هوش مصنوعی: آسمان در شب ستارهها را نمایان میکند، درست مانند تو که میتوانی معنای روشن را از تاریکی خطی از ستارهها استخراج کنی.
آسوده بر کمرگه کهسار بگذرداز نوک دوک پیرزن ار تو سنان کنی
هوش مصنوعی: به آرامی بر تپهها قدم بزن و با دقت از نوک چرخدستی مادربزرگ عبور کن، اگر میخواهی کارهایت را به درستترین شکل انجام دهی.
از بهر سود نام نکو میخری مترستاوان آن زبنده ستان گر زیان کنی
هوش مصنوعی: به خاطر کسب سود و نام نیک، از پرداخت هزینه نترس، زیرا اگر زیان ببینی، عواقب آن را باید بپردازی.
دریا و کان چو من بگدایی فتاده انداز بس که در پراکنی و زرفشان کنی
هوش مصنوعی: دریا و سنگهای گرانبها مانند من در حال افتادگی هستند، زیرا تو آنها را مانند زرق و برقها پراکنده کردهای.
در باب مردمی نه همانا که ضایعستهرچ آن بجای بنده و دریا و کان کنی
هوش مصنوعی: در مورد مردم، باید بدانیم که هر چیزی که جای بنده و دریا و معادن را بگیرد، بیفایده و بیارزش است.
تقصیرها که بندۀ مخلص همی کندالّا اگر بلطف خود اغضاء آن کنی
هوش مصنوعی: انسانهای فداکار ممکن است اشتباهاتی داشته باشند، اما فقط با رحمت و لطف تو میتوان آنها را جبران کرد.
وین طرفه تر که با همه تقصیرهای خویشدارد امید آنکه برآتش روان کنی
هوش مصنوعی: این جالبتر است که با وجود تمام اشتباهات و گناهان خود، امید دارد که بتواند به آتش دلش خاموشی ببخشد.
نزدیک شد ز نهضت میمون که چون عناندلها سبک شود چو رکابت گران کنی
هوش مصنوعی: به زودی از حرکت شیرین میمون نزدیک میشود، وقتی که دلها آرامش پیدا کنند و تو بار سنگینی بر دوش خواهی داشت.
شاید کزو بشب بگریزند اهل فضلروزی که تو مفارقت اصفهان کنی
هوش مصنوعی: شاید روزی که تو اصفهان را ترک کنی، دانشمندان و اهل فضل از آنجا فرار کنند.
حفظ خدای بدرقه بادت بهرکجاکز روی عزم نصرت را همعنان کنی
هوش مصنوعی: خداوند همیشه همراه تو باشد، هر جا که بروی و با اراده خود به نصرت و کمک دیگران بپردازی.