شمارهٔ ۳۴۶ - ایضا له
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف احساسات شاعر نسبت به محبوبش و دوری از او میپردازد. شاعر از بلندیهای آرزوها و اشتیاقش برای دیدار معشوق میگوید و از درد جدایی و ناداریای که بر او رفته، شکایت میکند. او به زیبایی خط و قلم معشوق اشاره میکند که دلها را به خود جذب میکند و خیال او همیشه در ذهنش روشن است. همچنین، شاعر از وضعیت ناپسند خویش در غیبت محبوب و بدیهای روزگار سخن میگوید و برای بهبود وضعیتش دعا میکند. در نهایت، او امید دارد که روزی محبوبش به او بازگردد و بار دیگر به وصال هم برسند.
مخدوم کمال ملّت و دینای رای تو سوی نیک رایی
هوش مصنوعی: ای فرمانروا که کمال بخش ملت و دین هستی، رأی و نظر تو به سمت نیکوترین اندیشههاست.
کار قلم تو نقشبندیرسم کرمت گره گشایی
هوش مصنوعی: نگارش تو مانند هنرمندی است که زیباییهای کرامت تو را به تصویر میکشد و گرهگشایی از مشکلات را به ارمغان میآورد.
بر رغم زمانه لطف طبعتبر دست گرفته جان فزایی
هوش مصنوعی: با وجود شرایط زمانه، خوبی و مهربانی تو موجب زندگی دوباره و روح تازهای در وجودم شده است.
خطّ تو چو زلف ماه رویانانداخته دام دلربایی
هوش مصنوعی: نوشتار تو مانند زیبایی گیسوان ماه، دل را به دام میاندازد و جذابیت خاصی دارد.
پیوسته خیال طلعت تودر دید؟ ما چو روشنایی
هوش مصنوعی: آیا همیشه تصویر چهرهات در ذهنم است؟ ما مانند نوری که در تاریکی میدرخشد، به تو توجه داریم.
از حد بگذشت اشتیاقمچونی و چگونه یی کجایی؟
هوش مصنوعی: عشق و اشتیاقم به حدی رسیده که دیگر نمیتوانم توصیفش کنم، تو کجایی و چه حالتی داری؟
آن چیست که از تو نیست ما را ؟با اینهمه دوری و جدایی
هوش مصنوعی: این چیست که باعث فاصله و جدایی بین ما شده است، در حالی که تو به من نزدیک هستی؟
نه نامه، نه پرسش و نه پیغامنه دوستی و نه آشنایی
هوش مصنوعی: هیچ نامهای نیست، هیچ سوالی مطرح نشده و هیچ پیامی ارسال نشده است. نه دوستی وجود دارد و نه آشنایی.
سبحان الله ز طالع منبگرفت زمانه بیوفایی
هوش مصنوعی: خدای پاک، زمانی که به من روی خوش نشان نداد، زندگی به بیوفاییاش ادامه داد.
اکنون که ز هیچ سو نداردبازار هنروران روایی
هوش مصنوعی: اکنون که در هیچ جایی هنرمندان قدرتمند و با مهارت وجود ندارند و آثارشان به چشم نمیخورد.
بل هم بتو آورم که هستیمعشوقۀ روز بینوایی
هوش مصنوعی: من به تو میگویم که تو معشوقه و زیبای زندگی در این دنیای بیانگار هستی.
مرسوم تو بود و بس رهی راسرمایۀ اصل کد خدایی
هوش مصنوعی: تنها چیزی که مهم بود، خصوصیت خداوندی تو بود و بس؛ دیگر هیچ چیز برای رهی اهمیت نداشت.
وان نیز ز دست برد هجراندر پای فتاد چند لایی
هوش مصنوعی: او نیز از دلتنگی و دوری در دام افتاده و به زمین افتاده است.
معزولی و خرج و دست تنگیآورد مرا به ژاژ خایی
هوش مصنوعی: من به خاطر ناکامی و وضع مالی نامناسب به جایی رسیدم که نمیتوانم حقیقت را با زبان درست بیان کنم و مجبور به دروغپردازی شدم.
در غیبت تو علاء دین رااز محتشمیّ و پادشایی
هوش مصنوعی: در نبود تو، علاء دین از بزرگی و مقام پادشاهی بیبهره شده است.
خود نیست بداعی التفاقیچندان که همی کند گدایی
هوش مصنوعی: انسان به طور طبیعی به دنبالهروی و درخواست کمک و توجه از دیگران نیست، اما برخی اوقات مجبور به چنین کاری میشود.
وز هیبت اوست دختر رزبر بسته نقاب پارسایی
هوش مصنوعی: به خاطر عظمت و جلال او، دختر گل رز روی خود را با نقابی از پرهیزکاری پوشانده است.
توفیق کرم نه هر کسی راستکان هست عطیّتی خدایی
هوش مصنوعی: توفیق و موفقیت از لطف و کرم خاص خداوند است و هر کسی این نعمت را دریافت نمیکند، چرا که این یک بخشش الهی است.
با آنکه مراست صد شکایتاز مجلس عالی علایی
هوش مصنوعی: با اینکه از من شکایتهای زیادی از آن مجلس بلندپایه دارم، اما همچنان به آن تعلق دارم.
شاید که تو شکر گویی از ویزیبد که تواش همی ستایی
هوش مصنوعی: شاید تو از او تشکر کنی، چون تو هم از او تعریف میکنی.
کز غایت بد ادایی اومعروف شدی به نیک ادایی
هوش مصنوعی: به دلیل رفتار بد و ناشایست او، نامش به خوبی و نیکویی مطرح شده است.
چون می نرزدیکی من انگورپیش پسرت سر سنایی
هوش مصنوعی: وقتی که به من نزدیک میشوی، انگار در دل میوهای شیرین و خوشمزه دارم که برای تو جذاب و پر ارزش است.
ما نیز سه چار ساله مرسومبگذاشته ایم تا تو آیی
هوش مصنوعی: ما هم سه یا چهار سال است که منتظرت هستیم تا بیایی.