شمارهٔ ۳۴۵ - فی مدح ابن بدرالدّین باسمعیل
هوش مصنوعی: این شعر دربارهی ستایش و محبت نسبت به یک شخص خاص است که به شکل فرخنده و با وقار توصیف شده است. شاعر به تصویرسازی از قدرت و شجاعت این فرد پرداخته و به جذبه و تأثیر او در جامعه اشاره میکند.
شاعر بیان میکند که اگرچه او در مقام خدمت است، اما این شخص به او توجه و محبت نشان میدهد. همچنین اشارهای به حسادت دیگران و برتریهای این فرد در مواجهه با مخالفان میشود. شاعر از احساسات گوناگون خود از جمله شادی و رضایت و همچنین دشواریهای زندگی در روستا میگوید و در نهایت به این نتیجه میرسد که روشنی و تأثیر این شخص مانند خورشید است که در همه جا به روشنی میافزاید.
بنامیزد چنان فرّخ لقاییکه گویی سایۀ پرّ همایی
هوش مصنوعی: به گونهای میدرخشد و خوشحال است که به نظر میرسد سایهای از پرندگان خوشبخت بر او افتاده است.
چو بگشایی زبان لبها ببندیچو در بندگی قبا گیتی گشایی
هوش مصنوعی: وقتی زبان خود را باز کنی و صحبت کنی، در حقیقت خود را از قید و بندها آزاد کردهای. در عالم بندگی، به بستر و وسعت جهان دست پیدا میکنی.
بشمشیر تو نصرت را تفاخرببازار تو معنی را روایی
هوش مصنوعی: با شمشیر توانمندیات، به یاری مردم بشتاب و در بازار زندگی، واقعیتها و مفهومها را به نمایش بگذار.
کمربند دو پیگر بگسلانیاگر با آسمان زور آزمایی
هوش مصنوعی: اگر بخواهی به آسمان دست بیازمایی، کوشش کن که کمربند دو پیگر را باز کنی.
یکایک برکنی دندان پرویناگر دندان کین بر چرخ سایی
هوش مصنوعی: اگر یک به یک دندانهای پروین را از جا بکنی، باز هم دندانهای انتقام بر آسمان میچرخند.
جهانگیری اگر دعوی کنی توزبان خنجرت بدهد گوایی
هوش مصنوعی: اگر جهانی بزرگ و مقتدر به تو اتهام بزند، زبان شمشیر تو میتواند شهادتی را بیان کند.
چنان بر زرفشانی چیره دستیکه گر با دشمنان کوشش نمایی
هوش مصنوعی: تو به قدری در فن زرفشانی مهارت داری که اگر بخواهی با دشمنانت تلاش کنی، میتوانی بر آنها غلبه کنی.
حسودت در پناه روی چون زرتواند یافت از دستت رهایی
هوش مصنوعی: حسود تو، با نگاهی به چهرهات که مانند طلا میدرخشد، میتواند از چنگ تو فرار کند و نجات یابد.
نبود از روزگارم این توقّعکه تو با ما چنین فارغ درآیی
هوش مصنوعی: من از دوران زندگیام توقع نداشتم که تو اینقدر بیتوجه و راحت با ما درآیی.
من از خدمت بکاهانیده و آنگاهتو در لطف و تواضع می فزایی
هوش مصنوعی: من از ظلمت و سختیهای زندگی کاستهام و اکنون تو مهربانی و فروتنیات را بیشتر نشان میدهی.
بغیبت داده بی تشریف خادمز روی مردمیّ و خوب رایی
هوش مصنوعی: در غیاب کسی که در جایگاه خدمات قرار دارد، به خاطر منش و نیکاندیشی او، بیتوجهی و بیاحترامی صورت میگیرد.
مرا در خانه از تشریف تو عیدمن اندر روستا از بی نوایی
هوش مصنوعی: من در خانه به خاطر حضور تو جشن و شادی دارم، ولی در روستا از فقر و بینوایی رنج میبرم.
هم از بخت منست این ارنه هرگزنباشد عید خود بی روستایی
هوش مصنوعی: این موضوع به شانس و سرنوشت من بستگی دارد، وگرنه هرگز عید من بدون دوستان و هممحلیهایم شاد و پربار نخواهد بود.
نخواهم عذر تشریفت ، چرا؟ زانکبحمدالله تو بیش از عذرمایی
هوش مصنوعی: من به هیچ وجه بهانهای برای حضورتان نخواهم آورد، چرا که به لطف خدا، شما از آنقدر بزرگی و شرف برخوردارید که نیازی به توجیه نباشد.
که خورشید ارچه بر چرخ بلندستبهر جایی رساند روشنایی
هوش مصنوعی: هرچند که خورشید در آسمان بالا قرار دارد، اما نورش به همه جا میرسد و روشنی را به هر نقطهای میآورد.