شمارهٔ ۵ - و قال ایضا
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر با حالتی غریب و خسته از خداوند درخواست کمک میکند. او درخواست میکند که خداوند از فیض و رحمت خود برای او شفا و آرامش بفرستد. شاعر خود را مانند لالهای میبیند که در آتش عشق غرق شده و از خداوند میخواهد نسیم لطفی از عالم بقا برایش بفرستد. او به عفو و رحمت خداوند اشاره میکند و از او میخواهد که دردی که دارد را درمان کند، حتی اگر درمان او مرگ باشد. شاعر در نهایت، به خداوند اعتماد میکند که هر چه صلاح او باشد، ارسال کند.
غریب و خسته و درمانده ام خداونداز فیض فضل، تو یک شربت شفا بفرست
هوش مصنوعی: خداوندا، من غریب و خسته و ناامید هستم، خواهش میکنم از رحمت و لطف خود، یک نوشیدنی شفابخش به من عطا کن.
چو لاله غرقه بخونم در آتش شوقتنسیم لطفی از عالم بقا بفرست
هوش مصنوعی: مانند لالهای که در خون خود غرق شدهام، در آتش اشتیاق تو. از دنیای جاودان لطفی به من بفرست.
ببوی رحمت تو بنده کرد جان بازیبدست عفو تو پروانۀ عطا بفرست
هوش مصنوعی: به بوی رحمت تو، جان من از خوشحالی در دست بخشش تو است. مانند پروانهای که به سوی عطایت پرواز میکند.
اگر چه مرهم جانست زخم در ره توز نوش داروی رحمت نصیب ما بفرست
هوش مصنوعی: اگرچه زخمهایمان در راه تو درمان نمیشوند، اما امیدواریم که از رحمت و بخشش تو، داروی شفابخش به ما برسد.
چون خون جان من اندر ره تو ریخته شدهم از خزینۀ لطف تو خون بها بفرست
هوش مصنوعی: وقتی که جانم به خاطر عشق تو فدای راهت شد، از خزانه لطف تو انتظار دارم که خون بهای این فداکاری را به من تقدیم کنی.
طبیب حال شناسی ، ترا نیارم گفتکه دور کن ز من این درد یا دوا بفرست
هوش مصنوعی: پزشک آگاه به حال تو، به من نمیگوید که این درد را از من دور کن یا دارو بفرست.
هر آنچه مصلحت کار من در آن دانیاگر شفاست وگر مرگ ای خدا بفرست
هوش مصنوعی: هر آنچه که به نفع من باشد را تو بهتر میدانی، چه آن چیز باعث بهبودی من شود و چه مرا به مرگ نزدیک کند، ای خدا، همان را برسان.