شمارهٔ ۱۳ - و قال فی الشکایة
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از مشکلات و رنجهایی که در طول عمرش تحمل کرده است، صحبت میکند و به خداوند ابراز نارضایتی میکند که چرا زندگی اینگونه سخت و دشوار بوده است. او به نزدیک بودن مرگ اشاره میکند و نگران است که برای روحش وضعیت بهتری در آخرت وجود نداشته باشد. شاعر از خدا میپرسد که اگر وجود نداشت، آیا دنیا اینقدر پر از رنج و درد میبود و در پایان از خدا میخواهد که از او بگذرد.
یا رب تو آگهی که درین اندر سال عمرروزی بکام من نگذشتست روزگار
هوش مصنوعی: خداوندا، تو میدانی که در طول این سالهای عمرم، هیچ یک از روزها به نفع من سپری نشده است.
از گونه گونه محنت و رنج آن کشیده امدر مدت حیات که بیش آید از شمار
هوش مصنوعی: در طول زندگی، درد و رنجهای زیادی را تجربه کردهام که شمارش آنها از حد فراتر میرود.
وینک رسید مرگ بنزدیک و لامحالبریکدیگر زند زهمه گونه کار و بار
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که مرگ به نزدیکی انسان رسیده و این موضوع اجتنابناپذیر است. در نتیجه، همهی تلاشها و کارها به طور ناگزیر به نقطهای ختم میشوند و نمیتوان از آن پرهیز کرد.
دنیی چنین گذشت که دانی و آخرتترسم کزین بتر گذرد صدهزاربار
هوش مصنوعی: دنیا به گونهای گذشت که تو میدانی، ولی من از آخرت میترسم که ممکن است از این دنیا نیز بدتر باشد، به اندازهای که هزار بار بدتر باشد.
یا رب چه بودی ار نبدی هستی چنینکز وی نگشت در دو جهان راست هیچ کار
هوش مصنوعی: خداوندا، اگر تو نبودیدی، چه اتفاقی میافتاد؟ آیا در این دنیا هیچ چیزی به درستی شکل میگرفت یا وجود داشت؟
ورچه نبود گفتنی این لفظ ای خدایاز من چو گفتهای دگر جمله درگذار
هوش مصنوعی: اگرچه چیز گفتنی وجود ندارد، ای خدا، چون دیگر کلمات را گفتم، این لفظ را از من بگذر.