شمارهٔ ۱۱
هوش مصنوعی: در این قطعه شاعری به خداوندی اشاره دارد که نور و روشنایی را به جهان میآورد. او بیان میکند که تحت تأثیر وجود آن خداوند، آسمان به رقص درمیآید و صدای قلمش به مانند موسیقی دلانگیز است. شاعر در ادامه از حال ناخوش خود سخن میگوید و میگوید که حتی با وجود مقام و جایگاهی که دارد، هنوز دلی پر از فریاد و رنج در درونش احساس میکند. این بیانات نشاندهنده تضاد بین زیبایی و دشواریهای زندگی است.
خدایگان صدور زمانه صدرالدّینتویی که طلعت تو نوردیده خردست
هوش مصنوعی: ای خدای بزرگ زمانه، تو سرآمد تمام فضایل هستی و چهرهات باعث روشنی و تابش خرد و دانش است.
از آن به رقص درآید فلک در گوششصریر کلک تو همچون نوای باربدست
هوش مصنوعی: فلک به خاطر صدای دلنشین تو به رقص درمیآید و صدای قلم تو همچون آهنگ زیبای باربد به گوشش میرسد.
به حضرت تو که پیوسته نیک باد تو رانموده ام دو سه نوبت که حال من چه بد ست
هوش مصنوعی: من چندین بار به حضور تو آمدهام و حالا از تو درخواست دارم که حال من را بپرسی، چرا که وضعیت من به شدت بد است و امیدوارم به خوبی تو توجه کنی.
ز عیش تیره همی کردم این همه فریادنه زانک کسوت من اطلس است یا نمدست
هوش مصنوعی: من از شادی و خوشیهای ناچیز این قدر فریاد نمیزنم، نه به خاطر اینکه لباسی ارزشمند به تن دارم یا زربفت پوشیدهام.
مرا اگر چه تو تشریف خاص فرمودیهنوز موجب فریاد برقرار خودست
هوش مصنوعی: با اینکه تو به من احترام ویژهای گذاشتی، هنوز هم دلیل برقراری احساسات عمیق من است.