شمارهٔ ۱۷
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف و ستایش خدایی میپردازد که بر جهان فرمان میرانَد و ذات او به عنوان نماد خوشبختی و اقبال معرفی میشود. شاعر بیان میکند که هر چه انسان بخواهد و بگوید، جز آنچه در فکر خداست نیست. او اشاره میکند که مردم با عبادات خود به دنبال بقای این ذات کریم هستند و حتی در مواجهه با مشکلات و مخالفتها، باید شادمان و امیدوار باشند، زیرا همه چیز تحت تأثیر اقبال اوست. در نهایت، شاعر به زیباییهای زمین و بوستانی که تحت نظارت خداست اشاره میکند و نشاط و خوشبختی را به او نسبت میدهد.
خدایگان جهان شهریار روی زمینتویی که ذات تو تنها نشان اقبال است
هوش مصنوعی: تو ای سرور و فرمانروای جهان، تنها کسی هستی که نشان و نماد خوشبختی و حضور اقبال در میان انسانها محسوب میشوی.
هر آنچه خواهی و گویی تو را جز آن نبوداز آنک فکرت تو ترجمان اقبال است
هوش مصنوعی: هر چیزی که بخواهی و بگویی، جز آن نیست که فکر و اندیشهات نمایانگر موفقیت و سرنوشت توست.
چو عالمی به نماز و به روزه می خواهندبقای ذات کریمت که کان اقبال است
هوش مصنوعی: وقتی که مردم در حال نماز و روزه هستند، در واقع به دنبال این هستند که وجود با کرامت و پر برکت تو باقی بماند، چرا که این نوعی شگون و خوششانسی به حساب میآید.
اگر چه روزه در آمد به رغم اعدا نیکطرب گزین که تنت در ضمان اقبال است
هوش مصنوعی: با وجود اینکه دشمان دشمنی میکنند، اما از خوشیها بهرهمند شو، زیرا بدن تو در حمایت و خوشی قرار دارد.
کنون که طبع هوا چون دم عدوی تو شدبه دولت تو که شادی جان اقبال است
هوش مصنوعی: اکنون که حال و هوای دنیا به اندازهی وجود تو شاداب و زنده شده، خوشبختی و موفقیت، در پرتو حضور تو به جان مایه و زندگی ما افزوده است.
گذشت وقت تماشای بوستان و کنونزمین مجلس تو بوستان اقبال است
هوش مصنوعی: زمان تماشای گل و گیاه سپری شده و حالا زمین، محفل توست که مظهر خوشبختی و موفقیت است.
به خرمی و سعادت نشاط می کردیکه نوش بادت و این هم نشان اقبال است
هوش مصنوعی: تو با خوشحالی و سعادت شادابی به وجود میآوردی که نوش جانت باشد و این نیز نشانهی خوششانسی و اقبال توست.