شمارهٔ ۸۱
هوش مصنوعی: در این متن شاعر از سالها تلاش و جستجو در پی حقیقت و خوبیها صحبت میکند. او به توصیف اوضاع خود میپردازد و میگوید که در نگاهش جز عدالت الهی چیزی نمیبیند و جز خبر از بخشش خداوند نمیشنود. او به رغم سختیها و غمها، شعری تازه سروده است و در انتظار فرصتی است تا آن را به خداوند ارائه دهد.
خدایگانا سالی زیادت است که منبه پای حرص به گرد عراق می بدوم
هوش مصنوعی: در این سال، به خاطر طمع و حرص خود، به دور عراق میگردم و این کار تنها به خاطر اشتیاق زیاد من انجام میشود.
به چشم جز اثر عدل تو نمی بینمبه گوش جز خبر جود تو نمی شنوم
هوش مصنوعی: به جز نشانههای انصاف تو در چشمانم نمیبینم و جز شنیدن مهر و لطف تو در گوشهایم نمیشنوم.
اگر چه تخم ثنای تو کشته ام لیکنبه داس غصه شب و روز ریش می دروم
هوش مصنوعی: با وجود اینکه عشق و محبت تو را در دل کاشتهام، اما هر روز و شب با غم و اندوه در حال سرکوب کردن آن هستم.
قصیده ای دو کنون نظم کرده ام حالیاگر بداست و گر نیک من بدان گروم
هوش مصنوعی: من شعری را دو قالب تنظیم کردهام، حالا اگر حالش بد است یا خوب، من به آن توجهی ندارم.
نشسته منتظر آنک فرصتی باشدکه آن به سمع مبارک رسانم و بروم
هوش مصنوعی: من منتظر فرصتی هستم که بتوانم این موضوع را با شما در میان بگذارم و سپس بروم.