شمارهٔ ۸۳
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به ستایش سکندر (که نماینده قدرت و عظمت است) میپردازد و او را شایسته تاج و دیهیم میداند. بویی از گلستان او به آسمان میرسد و تیرش در دل دشمنانش اثر میگذارد. شاعر به قدرت و اراده سکندر اشاره میکند که او را به مانند ابراهیم دلیر میسازد. در عین حال، شاعر از وضعیت خود به عنوان بندهای صحبت میکند که از عصمت آموخته، اما در تنگدستی به سر میبرد. او به مقام سکندر احترام میگذارد و آرزو دارد که از برکات او بهرهمند شود و مشکلات خود را برطرف کند.
تاج بخش جهان سکندر وقتای سزاوار افسر و دیهیم
هوش مصنوعی: سکندر، پادشاه بزرگ جهان، شایستهی تاج و دیهیم است.
از گلستان افسرت هر دمبه مشام فلک رسیده نسیم
هوش مصنوعی: هر لحظه عطر گلستان تو به آسمان میرسد و وزش نسیم آن را احساس میکنم.
تیرت اندر دل پر آتش خصمرفته گستاخ همچو ابراهیم
هوش مصنوعی: تیر تو در دل دشمن نفوذ کرده و او را مانند ابراهیم در آتشِ خشم به تنگنای خود دچار کرده است.
آسمان در محیط همت تونقطه ای در میان حلقه جیم
هوش مصنوعی: آسمان در برابر تلاش و اراده تو مانند نقطهای کوچک در وسط یک دایره بزرگ به نظر میرسد.
دل دشمن ز رمح چون الفتتنگ و تاریک همچو دیده میم
هوش مصنوعی: دل دشمن به سبب نزدیکی و محبت، مانند دیدگان یک موجود تاریک و تنگ شده است.
حال من بنده هست معلومتکه ز عصمت گرفته ام تعلیم
هوش مصنوعی: حالت من مانند حال بندهای است که از پاکی و عصمت تو آموخته است.
قدری وام کرده ام لیکنوجه یک جو ندارم از زر و سیم
هوش مصنوعی: برخی از پولها را قرض کردهام، اما در حال حاضر حتی یک جفت سکه هم ندارم.
بر در من غریم کرده مقامهمچو اقبال بر در تو مقیم
هوش مصنوعی: در کنار من، اندوه و غم نشستهاند، مانند اینکه اقبال (شانس) در کنار تو دائماً حضور دارد.
از برای دوام این اقبالباز کن از سرم بلای غریم
هوش مصنوعی: به خاطر ادامهی این خوشبختی، دوباره از سرم بلای درد و رنج را دور کن.