شمارهٔ ۸۶
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به بیان خلوص بندگی و نیاز خود به خداوند میپردازد. او خود را گدای سخن میداند که از مدح و ثنای خدا زنده است و بهدنبال کسب رضایت و نیکی اوست. شاعر بر این باور است که مقام و مرتبهاش نباید مانع از وقوع کارهای نیک شود و از خداوند میخواهد که سایه ظلم و اندوه را از زندگیاش بزداید. او همچنین تأکید میکند که با وجود ناپاکیهای جهان، خود را بیگناه میداند و از خداوند درخواست میکند که به او توجه کند. در نهایت، این شعر ترجمانی از احوالات روحی و معنوی شاعر و عشق او به خداوند است.
خدایگانا معلوم رای روشن توستخلوص بندگی و شرط نیک خواهی من
هوش مصنوعی: به خوبی میدانید که نظر واضح و روشنی درباره اصل بندگی و شرط محبت صادقانه من وجود دارد.
نه آن کسم که مرا آن محل و مرتبه هستکه کار ملک نکو نگردد از تباهی من
هوش مصنوعی: من آن کسی نیستم که فقط به موقعیت و مقام خود ببالم، چرا که کارهای خوب و نیکو از آسیب و تباهی من به نتیجه نمیرسند.
من آن گدای سخن پیشه ام که وقت مدیحزنند خوش سخنان لاف پادشاهی من
هوش مصنوعی: من همان کسی هستم که به هنر سخنوری مشغولم و زمانی که بزرگان و شاعرانی ستایش میکنند، من هم به طعنه و شوخی از بزرگی و مقام خود صحبت میکنم.
به جان مدح توام زنده و ز روی قیاسسجلّ مدح تو را در خورد گواهی من
هوش مصنوعی: من با جان و دل به ستایش تو هستم و به خاطر قیاس و سنجش سجلات تو، گواهی من نسبت به عظمت تو کافی است.
چو شب سیاهم ز اندوه و چشم می دارمکه صبح عدل تو زایل کند سیاهی من
هوش مصنوعی: به دلیل غم و اندوهی که دارم، شب برایم بسیار تاریک و ناامیدکننده است. اما امید دارم که صبحی از عدالت و روشنی تو بیاید و این darkness را از من دور کند.
روا مدار که عاجز شوند ماهی و مرغبر اشک گرم و دم سرد صبحگاهی من
هوش مصنوعی: نگذار که ماهی و پرنده به خاطر اشکهای گرم و نفس سرد صبحگاهی من به زحمت بیفتند و ناتوان شوند.
دهان به روزه و لب بر ثنای تو مپسندز دیده تر شده رخسارهای کاهی من
هوش مصنوعی: با زبان روزه و لب خاموش، تنها به ستایش تو راضی نیستم، زیرا چهرهام از اشکها به رنگ کاه درآمده است.
مرا بخوان و گناهی مدان که معلومستهمه جهان را احوال بی گناهی من
هوش مصنوعی: مرا به خود دعوت کن و به خاطر گناهانم مرا سرزنش نکن، چرا که وضعیت بیگناهیام برای همه آشکار است.