رباعی شمارهٔ ۹
هوش مصنوعی: شاعر در این ابیات بیان میکند که شبها نمیتواند چشمانش را ببندد و در حالی که مردم خواب هستند، او غرق در افکار معشوق است. او آرزو دارد که حتی اگر لازم باشد جانش را بدهد، به طریقی به معشوق برسد و احساساتش را به او منتقل کند.
شبها گذرد که دیده نتوانم بستمردم همه از خواب و من از فکر تو مست
هوش مصنوعی: شبها به خواب نمیروم و چشمانم را نمیبندم. دیگران همه خوابیدهاند ولی من غرق در فکر تو هستم.
باشد که به دست خویش خونم ریزیتا جان بدهم دامن مقصود به دست
هوش مصنوعی: امیدوارم که با دستان خودم خونم را بریزم تا بتوانم جانم را برای رسیدن به هدفم فدای کنم.