رباعی شمارهٔ ۴۶
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از احساس عذاب و غم ناشی از محبتی دردآور صحبت میکند. او میگوید حتی اگر محبوبش باعث درد و رنج او شود، نباید نگران باشد؛ زیرا غم و رنج او به دلیل عشق و وابستگیاش به محبوب است. شاعر به نوعی از مظلومیت خود و بار ملامتهای عشق شکایت میکند.
گر دست تو در خون روانم باشدمندیش که آن دم غم جانم باشد
هوش مصنوعی: اگر دستان تو به خونم آلوده باشد، نگران نباش که در آن لحظه درد و اندوه جانم وجود دارد.
گویم چه گناه از من مسکین آمدکو خسته شد از من غم آنم باشد
هوش مصنوعی: میگویم چه گناهی از من بیچاره حاصل شده که او از من خسته شده و غم من به او رسیده است.