رباعی شمارهٔ ۸۰
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به دست معشوقهاش اشاره میکند که به او خیانت کرده و همچون زلفهایش دراز و پیچیده است. او از بیدلی و دوری معشوق گلایه میکند و به یادآوری عهد و پیمانهایی که بینشان بوده، احساس درد و ناامیدی میکند. در نهایت، این دست به تدریج او را از خود دور کرده و پایش را به آرامی از او باز کرده است.
ای دست جفای تو چو زلف تو درازوی بیسببی گرفته پای از من باز
هوش مصنوعی: ای دست بیوفای تو مانند زلف تو دراز است و به خاطر بیدلیل بودن این رفتار، پایم از تو دور شده است.
ای دست از آستین برون کرده به عهدوامروز کشیده پای در دامن باز
هوش مصنوعی: ای کسی که با عمل و نیت خود، از آستین عهد و پیمان بیرون آمدهای و امروز در تلاش و کوشش هستی، پای خود را در دامن مهربانی و بخشندگی گذاشتهای.